بالاخره پاور پوینت تموم شد:)

خوب دیگه بکوب نشستم پای پاورپوینت تا 12 وربع تمومش کردم،

بعدش شروع کردم به خوندنش یه سری مطالب دست نویس کردم چون اسلایدها رو خلوت انتخاب کردم

یکم برای اعضا گروه توضیح دادم نرم افزارها رو نصب کنن و... ناهارم حلیم بادمجون از دیروز بود

ناهارمم خوردم الان سردرد دارم ، بین ساعت 9 تا 1 خیلی استرس گرفتم که این استرس کلا بنزین سوپر موتور کاری منه:)

الان یکم استراحت کنم، بعد تازه باید محیط مدیریت وبینار رو برم چک کنم ببینم چطوری چطور میشه فایلها رو به اشتراک گذاشت و....

تصمیم گرفتم دوربین روشن نکنم که استرس نگیرم اصلا :)

یه دوش بگیرم یه قهوه دم کنم، یه سری هم دوباره مانوری برم ببینم چطور میشه:)

احتمال اینکه چند وقت دیگه یه وبینار رایگان دیگه بذارم هست!

و حتما لینک رو به چندتایی از شما خواهم داد:)

--------------

من گفته بودم یه آزمونی شرکت کردم چندسال پیش

که سرجلسه متوجه شدم من منبع درست رو نخوندم!

چون بقیه ساکن تهران بودن و کلاس رفته بودن برای این آزمون تخصصی

اما من نه، و فقط سرچ کرده بودم و درنهایت اون کتاب خونده بودم

خواستم سرجلسه برگردم که مرحوم گفت بهم میدونی؟

اگر تویی که من ایمان دارم از پسش برمیای اونقدری

چهره اش خونسرد وبا اطمینان بود که دلگرم شدم

و رفتم و اون آزمون رو قبول شدم درصورتی که خیلی درصد قبولیش پایینه و اونایی که کلاس هم میرن سخت قبول میشن اونم بعد چند بار ازمون.

همیشه اون چهره و اون حرف توی ذهنمه.

امروز اما فقط خودمو دارم که تو آینه نگاه کنم و بگم

دخترجان تو از پسش برمیای تو از پس سختتر از ایناشم بر اومدی.

دخترجان تو بتونی، تو میتونی.

 

موجا ... ۰ نظر ۴ خوشم اومد :)

صبح جمعه نوشت:)

مثلا آدم صبح جمعه باید تا لنگ ظهر بخوابه و صبونه و ناهاریکی کنه ؟

یا بره کوه صبونه رو تو خنکای صبح بخوره؟

یه نه محبوبش از خواب بیدارش کنه و براش صبحانه بیاره تو تخت؟(موجا جان اینجا ایرانه ها:)::)

عشقم؟؟ اینجا ایران یا با صدای آهنگری همساده و صاحبخونه ات بیدار میشی

یا با صدای نمکیه نون خشکیه:)

بله زیادی رمانتیکش نکن

نه صبح جمعه آخه باید با آلرام پاشی؟ نه خدایی؟این انصافه؟

موجا ... ۱ نظر ۳ خوشم اومد :)

پنجاه دقیقه+نون

فقط50 مین تایم گذاشتم پای وبینار و اصلا حوصله اش ندارم استرسشم ندارم خداروشکر

احساس میکنم مطالب رو بلدم فقط یکم باید مرتبش کنم یه متن هم بنویسم برای شروع و پایان و یه سری دست نویس دیگه.

اما نکته اصلی کار با پنل مدیریت وبینار هست که هیچ کاری نکردم:)

باید امشب اینو حلش کنم ببینم لینکش مشکلی نداشته باشه و جهت اشتراک باید چطور مطالب رو بذارم.

دستکتابم رو باید خلوت کنم بخاطر وبینار

دوست ندارم وب کم رو روشن کنم حسش نیس حالا ببینیم همه چی چطور پیش میره

 

موجا ... ۰ نظر ۵ خوشم اومد :)

مشکل نان:)

واقعا نمیدونم چرا حسش نیست برم نون بخرم

پیاده رویم هم کم شده

نون ندارم توخونه:)))

میگم بگم آژانس بره بخره دوباره میگم نه مثل من که تمیز نیستن:)

خلاصه به یک عدد بوی فرند جهت خرید نان نیازمندیم:)

موجا ... ۴ نظر ۵ خوشم اومد :)

راه زندگی...

 

 به آرزوها نرسیدیم و دیر دانستیم

که راه دور تر از ، عمر آرزومندست...

موجا ... ۱ نظر ۴ خوشم اومد :)

مسئولیت های بیشتر...

سلام علیکم:)

دیروز بالاخره زدم بیرون

و رفتم تره باری و خشکباری های مورد نیازم رو تو خیابونمون خریدم و برگشتم

موجا ... ۲ نظر ۳ خوشم اومد :)

ترس ها و دلهره ها

استرس و دلهره و ترسهام خیلی زیاد شدن

یعنی چیزهایی که کوچیک محسوب میشدن

الان خیلی بولد شدن چون همشون باهم متحد شدن

قدرتشون زیاد شده

باید ببینم علتش چیه؟

درکی ازش ندارم هرچی فکر میکنم به جایی ختم نمیشه

پاشدم شربت آبغوره درست کردم من شربت ابغوره رو با شیره انگور درست میکنم

یکی از شربت های مورد علاقمه که خوردنش بهم کیف میده سالم هم هست طبعشم خنک به نظرم

یه قسمت فیلم میس میزل رو که قسمت پایانیش بود رو گذاشته بودم یه روز با حوصله ببینم

و از اون روز شاید یک ماه و اندی باشه گذشته من ندیدمش

امروز دیدمش گفتم یکم حواسمو پرت کنم یه جمله خیلی قشنگ داشت

مریم یا میریام شوهرش بهش خیانت کرد و ولش کرد

حالا مریم هم خوشگل هم از اون زنهاست که شوهره بدون آرایش ندیدش هنوز!

و در تناسب اندام هم عالی هست، بااینکه دوتا بچه داره. و ماجرا از اینجا شروع میشه دقیقا

از خیانت شوهر وترک کردن همسر.

توی این قسمت پایانی از فصل سوم

مادر ودختر خیلی باهم اختلاف داشتن اما جنگ نداشتن!

تو قسمت های پایانی وقتی مریم برگشت به مادرش گفت منو همینی که هستم قبول کن

من تغییر کردم.

مادرش حرف خوبی زد

گفت ببین مریم این دقیقا چیزی هست که من و تو توش توافق داریم

که چقدر زندگی یک زن متزلزل وقتی به هوس یک مرد وابسته است!

منظورش از هوس یک مرد یعنی نیاز جنسی و.... یک مرد به عنوان پارتنر، پدر، همسر، و...

راستم میگه تا یک جایی وقتی ما همه نیازهامون رو یک مرد تامین و کنه استقلالی نداشته باشیم

با رفتن اون مرد واقعا واقعا نابود میشیم اگر هم اون مرد نره جایگاه ما همیشه متزلزله!

با آجیم حرف زدم یکم درد ودل کردم گفت پاشو برو بیرون تو راه بری بهتر میشی راستم میگه

یخچال کاملا خالی یه دونه خیار وگوجه بود که اونم خورده شد

برم خرید خونه که کلی کار دارم.

 

 

موجا ... ۰ نظر ۵ خوشم اومد :)

دوزخ

فیلم دوزخ رو دیدم که سه گانه ران هاوارد هم دیگه دیده باشم و محوشم هنوز!

موجا ... ۲ نظر ۳ خوشم اومد :)
قبلی
۱ ۲ ۳ . . . ۵ ۶ ۷
موجا نام پیرترین تمساح جهان است...
تا جایی که علم پیش رفته تمساح ها تنها موجودات جهان هستند که پیر نمیشوند و ارگان های داخلی تمساح ها هیچ وقت پیر نمی شود!!و عمر نامحدود دارند مگر بر اثر شکار یا بیماری و.... بمیرند.
اینجا قرار از خودم بنویسم بدون هیچ روتوشی!!
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان