خلاصه بهاری دیگر بی حضور تو از راه می رسد!
وآنچه زیبانیست زندگی نیست! روزگار است !
گل نیلوفر مردابه این جهانیم
و به نیلوفربودن خود شادکامیم
سقفی دارد شادکامی کف ناکامی ناپدید است....
هر رودخانه ای به دریاچه خود فرو می ریزد و حسرت زنده رود زنده نمی شود رود...
نمی شود آبها را تا کرد و به رودخانه ی دیگری ریخت...
سقفی دارد بهار کف یخبندانها ناپدیداست
دستی برای نوازش و زانویی برای رسیدن اگر مانده است
با خود مهربان باش...
سقفی دارد زندگی کف نیستی ناپدید است...
استاد شمس لنگرودی...
امیر می گوید دلت چه میخواهد؟
دیشب هوس آش رشته کردم
و دیدم همه موادش رو توی خونه دارم
از حبوبات ابپز گرفته تا کشک و ...
سریع دست به کار شدم
اما