آن یکی خر داشت پالانش نبود...!

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت چون باید رفت.....

آن یکی خر داشت پالانش نبود...!

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت چون باید رفت.....

آن یکی خر داشت  پالانش نبود...!

موجا نام پیرترین تمساح جهان است...
تا جایی که علم پیش رفته تمساح ها تنها موجودات جهان هستند که پیر نمیشوند و ارگان های داخلی تمساح ها هیچ وقت پیر نمی شود!!و عمر نامحدود دارند مگر بر اثر شکار یا بیماری و.... بمیرند.
اینجا قرار از خودم بنویسم بدون هیچ روتوشی!!

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
پیوندها
سه شنبه, ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۰۰ ق.ظ

برگشت به جمع همکاران😍

واقعا دلم برای کارکردن تنگ شده 

تقریبا یک ماهه کارنکردم

این مدت واقعاذفکرمیکردم بخشی از شخیصت من حداقل جزیی از ارزشمندیم مفید بودن و چیزی خلق کردن و کارکردن

الان البته یه جورایی دارم نصف و نیمه برمیگردم سرکار

چون رییس همچنان شک دارن توانایی جسمی لازم رو دارم؟ بهم فشار روانی و جسمی وارد میشه؟

قبول مرده شیفتی بیام 

صبحها من باشم عصرهاتاشب هم پارسا

البته امروز با پارسا چت کردم ازخداشه من صبح باشم کلا ولی رییس گفت

باهم صحبت کنید این هفته رو مشخص کنید شیفتتون رو 

به من اعلام کنید تایید کنم

خیلی شغلماجوری نیست شیفتی بشه

ممکن مثلا تایم من همه کارها انجام بشه

یا کارها بیفته شیفت پارسا

الان با پارسا هماهنگ کردم میگه من صبح کمی هستم تو استراحت کن بعد میگه فقط عصر جامن باش دوساعت باخانمم برم بیرون

بعد پارسا دوستدختر داره اصلا زن نداره😂😂😂

کی تو این اوضاع با زنش میره بیرون مرخصی میگیره

قبلشم گفت من میرم معاینه فنی دوساعت😂😂😂😂

بعد این دروغ به یکی دیگه از بچها تیم گفته بوده چند روز پیش میرم معاینه فنی

😂😂😂مریم دهن سرویس دروغهاش مو به مو درمیاره میاره میذاره کف دست من میگه بفرما

حالا میگم رابطه من ومریم اصلا مدیرکارمندی نیست میگه چرا همش دلسوزی اینارو میکنی؟

همه جرم هاشون گردن میگیری خلاصه اینم از پارسا 

بالاخره من برمیگردم و باید شبها سعی کنم زود بخوابم🫣

هرچی میگم بابا من شب هستم صبح بذارید اون باشه نپذیرفتن

امروز فاطیما و علی اومدن پیشم

کیک هویج درست کردم

کلوچه هم پختم البته من فقط نقش زدن و پهن کردن کلوچه هارو انجام دادم مامان اینا نذاشتن باقی مراحل من انجام بدم

برای کیک هم فقط نقش میکسررو ایفا کردم اماده سازی مواد و... با اجی بود

ولی خیلی حالمو خوب کرد این بندوبساط کیک و کلوچه 

فردا سالگرد چهارم داداش هست به همین خاطر دست به کارشدم 

علی میگه قیافه ات خیلی بهتر از قبل عملت شده😂میگم نمیدونم نقش روحیه دادن داشت یا چی این حرفت

میگه ازمو دروغ شنیدی؟ میگم نه خب میگه پس بپذیر حرفم راسته

بعد میگه الحمدالله نمیتونی حرف بزنی آی خوشبحال میم😂 نمیتونی باش دعوا کنی دیگه

میم هم حرفش تایید کرد🥲

گفتم پیام که هست 

یه خریدی داشتم طرف دبه کرد امروز تحویل نداد 

درصورتی که من و میم ۷۲ ساعته مبلغ نسبتا بالایی زدیم حساب طرف 

بنده هم تو پیامک شستمش قرار فردا تحویل بده به میم میگم نه نچسبید پیامک نمیچسبه دعوا 

باید زبون میداشتم تماس میگرفتم بهتر بود

 

 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴/۱۱/۱۵
موجا ...

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.