این هفته دیگه دارم از هوش مصنوعی برای دستیاری و بخشی از کارهام استفاده میکنم
که تا الان خیلی راضیم
و کارم واقعا راحتتر شده!
ملت هم میشنن باهاش فقط مسخره بازی درمیارن!
دیروز از عصر اصلا ساعتهای خوبی رو تجربه نکردم!
بااینکه روز کاری خوبی بود من کارهام خوب انجام دادم
به صدای من روی سایت نیاز دارن مدیر میگه صدات خوبه
دیروز یه ریپوتاژ رفتیم با صدای من
که خیلی خوب بود
ومیزان اصلاح و تپقهام و .... خیلی خیلی کم شده اعتماد به نفسم زیاد!
رفتم باشگاه برنامم عوض شده و خیلی سخت بود شنبه روز لگ دی اخه؟
مربی همیشه لگ دی رو میذاشت دوشنبه و چهارشنبه
الان گذاشته شنبه:((
باقی برنامه ام رو نگاه نکردم ببینم قرار چی سرم دربیاره این هفته!
اومدم خونه هلاک بودم
از صبح نگران داداشی بودم یه دلشوره بد!
تو راه بود صبح که زنگ زدم صداش خوب نبود
بعد گفت هیچیم نیست یکم خوابالودم و دراز کشیدم
تا بهتر شم بعد حرکت کنم بین راه بود
هیچی میم زنگ زد گفت داداشی رسیده؟
گفتم میترسم بهش زنگ بزنم
همش دلشوره دارم میم گفت بابا همیشه ساعت 5 زنگ میزد رسیده
الان 8 و دیره دیگه یه زنگ بزن
زنگ زدم دیدم داغون صداش و نمیتونه حرف بزنه گفت من بیمارستانم!
اصلا دلم هری ریخت
میگم داداش کجا چی شده تصادف کردی
میگه نه زیر سرم هستم انگاری مسموم شدم
بین راهم
دیگه بعدش نه جواب تلفن داد نه پیام نه هیچی
من تا مرز سکته پیش رفتم
میم هم بنده خدا زنگ میزد میگفت اسم شهرشو بپرس زنگ بزنیم بیمارستان و کاری کنیم
کسیو بفرستیم
نمی تونستمم به خانواده بگم نگرانشون کنم
هی هم زنگ میزدن به من میگفتن چرا داداشی جواب نمیده؟
همیشه میرسه به اصفهان به تو و خانمش میگه
الان میدونی رسیده یا نه
هی منو سوال پیچ میکردن
در نهایت ساعت 10 بود که داداشی زنگ زد
گفت الان خونه دوستمم و زنگ زدم دوستم از شهرکرد اومدن دنبالم
الان خونشون هستم
و نگران نباش
مسمومیت بوده
دیگه خیالم راحت شد چون صداش یکم بهتر شده بود
و صبح هم زنگ زد خداروشکر خوب خوب شده بود و اصفهان بود و سرکار بود
منو نصف جون کرد
دیشب دیگه کارام تموم کردم زود و گفتم زود بخوابم ولی تا 12ونیم خوابم نبرد همچنان
راضیم که صبحها نمیرم باشگاه!
قشنگ میخوابم تا 7 یا 8
ساعت کاریمونم هم ساعت 9 هست
و حسابی استراحت میکنم