پاشدم خودمو جمع کردم
یه قهوه خوردم میدونم برام خوب نیست
ولی باید برای کلاس سرحال میبودم
استاد تاکید داشت این جلسه خیلی مهمه
یه تیپ خوب زدم
و پیاده رفتم کلاس
و امروز خوب بود
اون خانمی که بهم جزوه داد اون سری
اومد نشست باهام حرف زد
و خوش وبش کردیم
بعد یکی دوتا دیگه از بچها اومدن دیدن ما حرف میزنیم قاطیمون شدن
یکم درمورد مهاجرت صحبت کردیم
و گویا اطلاعات خودم از همشون بیشتر بود
وهمشون میگفتن وای تو میخوای مهاجرت کنی؟
خواهرم چرا میای کلاس ایتلس؟
میای فقط یه مدرک به قاب مدارکت اضافه کنی؟
اونم مدرکی که تاریخ مصرف داره؟
هیچی دیگه
واقعا من تنها کلاسی که این همه لذت میبرم از سطح دانش استادش و قدرت بیانش
بعد کلاس یکم خرید کردم و اژانس گرفتم
تپل زنگ زدقرار امشب جلسه بذاریم
هیچی همینطوری باید پشت سرهم جلسات رو هندل کنم تا برسیم به اخر هفته و یه استراحتی کنم
فردا هم روز انجام کارهای عقب افتاده هفته و تمیز کاری
و خرید و
پست و... است
خرخونی امیر و اراده اش بهم انگیزه میده واقعا
یکم قارچ و گوشت اینا تفت دادم با یکم پنیر و نون تست خوردم
دلم فیلم و خواب میخواد ولی باید برم جلسه با تپل
بعدش اگر خوابم نبرد یه فیلم ببینم