روزمرگی!

صبح که بیدار شدم آجی 500 واریز کرده بود به حسابم!

جهت کمک هایی که در انجام مقاله اش انجام دادم:)))

بعد رفته به همه همکارهاش گفته که آجیم کمک کرده

اونا هم خواستن من کمکشون کنم و حداقل کارهای نرم افزاریش رو انجام بدم

هنوز نمیدونم قبول کنم یا نه

ازطرفی هم حتما نیاز به درآمد بالاتر دارم

این هفته کنترل کردم هزینه هام رو هله و هوله نخرم!

دیروز رفتم خرید تره باری تو کوچه

صندوق میوه یخچال نگاه کردم همه چی بود الا موز

و کاهو و گوجه

7دونه موز و یه کاهو کوچیک و گوجه شدن 36 شوکه بودم چراایقدی ارزون شد!

تو مسیر دوستم رو دیدم همون همکلاسیم لیسانسم که تصادفا همسایه ام هست

سلام وعلیک کردیم وگفت گرفتار بوده و...گفت بیا باهم یه کار مشترک بکنیم مثلا پیاده روی چیزی

گفتم من میرم باشگاه و پیاده روی نمیکنم دیگه

گفت اوه پس منم میام!

گفتم باشه پس برو ثبت نام کن من ورزش کردنم رو وابسته به کسی نمیکنم که اگرطرف نیاد منم نرم دیگه!

قشنگ متوجه ام که شروع دوباره ورزش بدنم رو داره رو فرم میاره

بارون شد وبرگشتم خونه و ناهار میلی به غذا نداشتم قبل باشگاه پاشدم ماکارونی گرم کردم و خوردم

و گلوم میسوخت یکم

پودینگ موز و شیر درست کردم با یه قاشق ارد ذرت

بعدش رفتم باشگاه و اونجام هلاک کردم خودموبرگشتم

و قرار بود برم قصابی ته کوچه برام بوقلمون آورده بود

بارون گرفت و منم که عشق راه رفتن تو بارون

رفتم دیدم بسته است نامید شدم وا خوب قول داده بود صبح خودش گفت ساعت 7 بیا

همینطوری که روم رو برگردونم دیدم ااا رسید و سلام علیک کرد گفت ببخشید من کاری پیش اومد الان یادم اومدقول دادم به شما

دیگه برام سینه بوقلمون آورده بود برام چرخش کرد با یه مقدار کم دنبه گوسفندی

میخواستم سوسیس وکالباس درست کنم و همبرگر

تابنده خدا اینارو تیکه کرد و شست و چرخ کرد شد یکساعت

وسطشم هی مشتری میومد

دیگه اومدم از فروشگاه دم خونه هم خیارشور و جو دوسر خریدم و تخمه خام

بعد اومدم حساب کردم دیدم اینا شدن 500! به به چقدم هزینه هارو کنترل کردی موجا خانم:))))

البته وقتی که وزن کردم دیدم بدم نشد من باید وعده های غذاییم حساب شده باشن و درصد پروتیینش بالا از 20 گرم باشه

ده تا همبرگر درست شد ازش

و نزدیک به یک کیلو و خوردی هم سوسیس کالباس 100 درصد

دیگه نگرانی از بابت ناسالم بودنش یا درصد پروتئینم ندارم.

دیشبم که همبرگر درست کردم برا شامم خیلی مزه اش خوب و آبدار بود دوست داشتم

درصورتی که من اصلا گوشت بوقلمون دوست ندارم

و یه بال و بازو هم که داشت که سنگین وبزرگ بودن خودش شد دو وعده دیگه

این قصابه خیلی خوبه ضایعات سینه هم خودش کلی گوشت داشت گفت سوپ درست کن باهاش

همیشه وقتی میگفتم اسکلت مرغ و گوشت وجدا کن ازش نمیگرفتم

این سری خودش گفت بگیر خیلی اینا مفیدن و هم اینکه باهاش سوپ اش درست کن خواصش زیاد

و کلا راضیم بودم از کنترل هزینه های این هفته

پفک بسکویت و.... رو هم که کلا حذف کردم.

به جاش از آجیل و تخمه خام استفاده میکنم

یه کار خوبی که کردم دیگه رودربایسی ندارم با مغازه دار ها مثلا اگر با 10 تومن یه کالا رو میخوام و اون وزن کرد گفت با 15 تومن شده این

میگم نه به اندازه 10 تومن بذارید برام.

چون این شگرد فروشنده هاست برای فروش اجناسشون و از طرفی واقعا شاید من نداشته باشم یا نخوام به اندازه زیاد از اون کالا بخرم

خیلی وقتها که کارتی خرید نمیکنیم و پول میدیم اضافه پولمون رو آدامس و ... میدن

خوب شاید من آدامس نخورم بار چیمه؟

دیروز با مربیم حرف میزدیم گفتش که من خیلی چیزها رو خرید میکنم فکر میکنم تو خونه درست کردنش خوب نمیشه

بعد من داشتم میگفتم برعکس

مثلا سوسیس کالباس یا گرانولا یا کره بادام خونگیشون خیلی خوشمزه تره

تعجب کرده بود وا مگه میشه اینارو توخونه درست کرد:(

------------

زن داداش دو

زنگ زد دیشب گفت که فاطیما با باباش صحبت کرده بدون دلیل گفته نه!

گفتم طبیعی بعد میگه دوروز قمبرک زده که من به فاطیما وابسته ام و نمیخوام راه دور شوهرش بدم و اصلا من مردم بره شوهر کنه هرجا دلش خواست

وا:)

گفتم خوب با داداش بزرگه صحبت کنید

گفت اره خوب حرفی زدی گفتم ولی قشنگ نیست تو زنگ بزنی به داداش

تو چیکارشی؟ زن داداشش، داداشش باید زنگ بزنه بهش نه تو

و اگر داداش زنگ نمیزنه باید فاطیما به عموش بگه

گفت خداخیرت بده که من باتو مشورت کردم

امیدوارم ختم به خیر بشه همه چی

بابا هم اینطوری بود هر خاستگاری برا ما میومد رد میکرد :))))))))

دلش میخواست همیشه ور دلش باشیم.

 

موجا ... ۰ خوشم اومد :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موجا نام پیرترین تمساح جهان است...
تا جایی که علم پیش رفته تمساح ها تنها موجودات جهان هستند که پیر نمیشوند و ارگان های داخلی تمساح ها هیچ وقت پیر نمی شود!!و عمر نامحدود دارند مگر بر اثر شکار یا بیماری و.... بمیرند.
اینجا قرار از خودم بنویسم بدون هیچ روتوشی!!
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان