بیشتر اوقات یادم میره زنم
زندگی مجبور می کنه ادمو سخت بشه هم سخت هم قوی
و دیگه بعضی زخمها زمین گیرت نمیکنه
هروقت در هردوره ماهانه یادم میاد زنم سرعتمو کمتر کنم از خودم مراقبت بیشتر
مشاورم میکنه برون ریزی ها تو دوره پریودی بیشتر هست بنویس
دوماه پی ام اس بهتری رو تجربه میکنم بخاطر مراقبت روحی که سعی میکنم انجام بدم
اما هنوز توی مراقبتهای جسمی میشه گفت زیر صفرم
چون همه ی کارها رو باید خودم انجام بدم چه مریض چه درد مند چه سرخوش باید انجام بشن و راهی نیست
دیشب درمورد دردهای دستم خیلی خوندم و سرچ کردم مشکل من یه مشکل کلی هست گویا و اسم بیماریش تنیس البو هست
واین توی ورزشکارها و کسایی که با کیبورد سروکار دارن زیاده!
یه سری حرکات اصلاحی داشت دیشب انجام دادم ولی واقعا از دردش از خواب بیدار میشدم ولی صبح دردش خیلی بهتر شده بود
ودایره حرکت دستمم بهتر شده بود
فعلا با همین اوضاع پیش میرم و هرروز تمرینها رو انجام میدم ببینیم خدا چی میخواد بعدش باید برم فیزیوتراپی
امروز باید استراحت کنم و به خودم فشار نیار هم ناهار دارم هم شام
ومیخوام امروز رو توی رختخواب باشم و زبان بخونم.
امروز قهوه اول صبح رو هم نخوردم چون توی بهم ریختن هورمون ها نقش داره.