مهمون:)

خداروشکر دیشب قبل خواب هم خونه رو تمیز کرده بودم هم میوه و ... شسته بودم

و خریدها رو هم سروسامون داده بودم وخیلی زود خوابم برد فکر کنم 11 نشده بود

خوب اجی خانم تشریف آوردن

صبح که بیدارشدم ساعت7 زنگ زدم گفت تو راهم و اول میرم آزمایشگاه داداش

بعدش میام

دیگه منم میزوچیدم و فقط مونده بود نیمروها رو درست کنم

و نون گرم کنم

8 اجی رسید خونه من زنگ زدم داداش که اونم صبونه بیاد پیش من

داشت صبونه میخورد و خونه اش بود چون دیشب شبکار بود.

گفت دیگه حالشون دارم بیام میخوام بخوابم بچها هم خونه مادربزرگشون هستن

کلی حرف زدیم سرمیز صبونه من عاشق صبونه های شلوغم

خیلی دوست دارم با خانواده ام صبونه بخورم

ما قبلا چه سفره های می انداختیم روزهای تعطیل ...یادش بخیر

یکی از خوبی خانواده های پرجمعیت همینه!

بخصوص وقتی خانواده عمو میومدن خونه ما، زن عمو همه اشپزی و امورات اشپزخونه رو دست میگرفت

زن عمو سنگ تموم میذاشت

شب قبل نخود میپخت که تا صبح پخته بشه رو علاالدین

بعدم همه رو به زور بیدار میکرد تو خانواده پدری فقط من بودم که عاشق خواب تا لنگ ظهر بودم:))

و همیشه ستم بود برام صبح پاشم اما به عشق صبونه های زن عمو بیدار میشدم

وقتی خامه رو میذاشت تو ظرف روش شکر میریخت

وقتی پنیر رو تیکه میکرد تو پیش دستی حواسش بود به همه مساوی برسه

و برا هر دو نفر یه پیش دستی میذاشت میگفت مال تو وفلانی:))))

بعدم یکی یکی نون ها رو علاالدین گرم میکرد میداد بهمون حواسش بود من عاشق چای ام

هی چایی من تموم میشد یکی بعدی برام میریخت در نهایتم میگفت تو به بختیاری ها رفتی اصلا بندری نیستی

دختر بندری ایقدی چایی نمی خوره که:)

از این سر تا اون سر اتاق بزرگه  سفره می انداختن

که ما چون توش غذا میخوردیم و محل فسق و فجور و دورهمی های یواشکی مون بود

بهش میگفتیم اتاق خونگی:)

یه کمد قدیمی توش بود که سبز بود و کلی رختخواب توش بود

من همیشه وقتی میخواستم خلوت کنم میرفتم پشت رختخوابها تو کمد. وقتی میخواستم گریه کنم محل دنجی بود

محل قایم کردن خوراکی هامونم بود :) یادش بخیر واقعا یعنی میشه ما یه صبونه دیگه اینطوری دور هم جمع بشیم؟

اون یکی پسرعمو تمبک بزنه ما برقصیم دور هم. بخندیم شاد باشیم و همو دست بندازیم.در نهایتم زن عمو با نین قلیون بیفته دنبالمون که دختر پسر نباید اینطوری قاطی بشن محرمی گفتن نامحرمی گفتن.

الان دیگه داداشا و پسرعموها همه خونه باغ دارن و میرن ویلاشون هرکسی

دیگه اینطوری جمع نمیشیم دور هم

بازم خوبه ما حداقل این چیزها رو دیدیم و تجربه کردیم و زندگی مارو با خودش میبره به آینده!

خواهرشوهر دختر دایی بنده خدا رفه فلاکس خریده برا بیرون رفتنهای احتمالیمون در پاییز:)

من ایقدی خندیدم بنده خدا چه ذوقی داره

به دختر دایی میگم اخرش من میپیچونمت بااین میریزم رو هم در نهایت از استوریهامون میفهمی ما بیرونیم!

خوب من برم درگیرناهار بشم

خواهر نذاشت مرغ بذارم میگه همین کتلت کافیه

خودشم الان رفت  بیرون با دوستش قرار داشت

 

 

موجا ... ۲ خوشم اومد :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موجا نام پیرترین تمساح جهان است...
تا جایی که علم پیش رفته تمساح ها تنها موجودات جهان هستند که پیر نمیشوند و ارگان های داخلی تمساح ها هیچ وقت پیر نمی شود!!و عمر نامحدود دارند مگر بر اثر شکار یا بیماری و.... بمیرند.
اینجا قرار از خودم بنویسم بدون هیچ روتوشی!!
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان