امروز مشاوره دارم
و ذهنم خیلی درگیر
خوب درگیر کار جدیدم و تو حالت 50 50 هستم سخت
بحث اینه اعتبار یکی دوسه تا آدم به من و کارم ربط داره یعنی اگر نشه
اعتبار اینا میره زیر سوال:(
خدا نکنه البته
و میدونم منو وسیله شر قرار نمیده هرگز
اونقدری شلوغم که تازه ساعت الان بیکار شدم هنوزم کلی کار دارم
بعد نمیدونم باید این بازیابی های گذشته ام و سرنخ هایی که پیدا کردم رو به مشاورم بگم؟
خوب من انگاری اونقدر اعتماد ندارم که همه چی رو بگم مثلا چیز خاصی نیستها
اونقدر کوچیکه که میگم یعنی باید بگم؟ نمیخنده یعنی؟
تا حالا هم قضاوتم نکرده ولی خوب بازم بین گفتن و نگفتنش موندم
دیشب بدون مزاحمت خوابیدم تا صبح از 11ونیم تا 7ونیم
قشنگ رفرش شدم
هرچند قبلش دوست داداش داشت پیام کاری میداد
بعد هم یکی از مشتریهام
گوشی رو خاموش کردم وسطش:))))))))))
والا مگه قرار 24 ساعته در خدمتون باشم استثنا این دوسه روز شبها هم جواب میدادم
و لازمه مکالمه زیاد داشته باشیم
اما خوب واقعا خسته ام
و صبح عذرخواهی کردم گفتم من نیاز به استراحت داشتم
کارم گیر یکیه دیر زنگ زدم بهش دوسه بار زنگ زدم جلسه بود
بعدشم که ساعت کاری تموم شد
ایقدی میترسم که سادگی کنم یا مثلا سرم کلاه بذارن
مدام هیجاناتم رو دارم کنترل میکنم که همه ی جوانب رو ببینم
و چقد من عوض شدم!
چقد یه مشاور درونی دارم تو فکرم که بهم میگه کجا هیجانی عمل کردم
کجا درست رفتار کردم رفتار منطقی چیه!
اونجایی که باید محتاط باشم کجاست؟
فکر میکنم قبلا این رفتارم خیلی کمتر بود اینکه کنترل دست خودم باشه
کنترل خودم فقط کاری به بقیه ندارم اصلا چطوری رفتار کنن
مهم خودمم که چطوری رفتار میکنم
احتمالا فردا بهم جواب رو میدن
و بعدش برنامه ریزی کاری شروع میشه
استرس کارم خیلی بالا رفته
مشتری های شرکتمون رو باید ساپورت کنم
شرکت جدید هم هست
هندل کردن اینا سخته
امروز یه اتفاقی افتاد سین مدام میگه من بدشانسم و...
بعد امروز میگه اینو ببین درست انجام دادم؟ درست خریدم ؟
میگم باشه به محضی که لینکشو بازش کردم شارژر ترکید!
زنگ زدم تعمیر کار لپتاپم که هنوز لپتاپم دستشه و درستم نشده
گفتم ببین من یه لپتاپ قرض کردم اینم شارژر ترکید گفت الان با آژانس بفرست برات درستش میکنم
فقطم اندازه 40 مین شارژر داشت
دیگه فرستادمش رفت و بعد لپتاپم خاموش شد
و منتظر شدم اینو درست کرد و فرستاد
خداروشکر مشکلش به دوشاخه بود نه پاورش
80 تومن خرجش شد
بعد سین میگه منکه گفتم بدشانسم میگم بابا همش داری بدشانسی رو سمت خودت میکشی
انرژی منفی:((((((((((
یه خرجیم گذاشتی رو دست من والا.
------------ یک جوک بی مزه با حال
امید داشتن یعنی چی؟ یعنی با هیچ خری نباشی و هر روز پشماتو بزنی:))))))
خیلی امروز من به این و اون عکسی که همراهش بود خندیدم:)))))))