راستش درمورد قضیه مبل من خیلی وقته دوست دارم بخرم و نمیشه و ...
بعد دیروز که داشتم با خواهری حرف میزدم گفت تو پیدا کن دسته دوم تمیز
من پولش رو بهت قرض میدم
دیگه منم دیدم ایقدی راحت گفت قبول کردم
گفت تو دوستداری بعد از طرفی دوستم داری مهمون میاد همه چی کامل باشه
پس نگران نباش
استاد خودش تمایل داشت کلاس امشب کنسل بشه چون تولد داشتن وخواهر گفت کلاس کنسل کن
ایقدی که تو استرس داری کلاس امشب به دردت نمیخوره من میخواستم به استاد بگم که خودش پیام داد کنسل کرد:))
قرار شد کلاس بذاریم برا جمعه
خوب اینم از این
نگم خونه رو به چه روزی انداختم
کل خونه توهم ریخته است و من از صبح وسط کارای شرکت تاهمین الان درگیر بودم و هنوزم ادامه داره
وسطشم درس میخوندم
بعد نیم ساعت بیهوش شدم از خستگی:)
خوب شد من حداقل ناهار داشتم برا امروز دیروز پلو میگو درست کرده بودم. نخود هم دیشب خیس کرده بودم که امروز پختمش
میخوام همراه آش ساندویچ مرغ و قارچ هم درست کنم که میدونم دوست خواهند داشت
پس باید برم نون باگت بخرم و مرغ و ....
البته امشب که داداش اومد دنبالم رفتیم بازید مبلها از راه برگشتنی میرم نون اینا میخرم.
برم من سالن مرتب کنم و تی بکشم
دعا کنید طرف راه بیاد سرمبلها:)