خوب امروز رو خالی گذاشتم که فقط تفریح کنم
صبح ساعت 8ونیم بیدار شدم وبه لطف پیازداغ های اماده و گوشتی که دیشب گذاشته بودم یخچال
و یخش باز شده ولپه خیس خورده
خورشت قیمه ام رو در عرض 10 دقیقه بار گذاشتم
وتازه با فاطیما و میم هم گپ زدم البته اونا تماس گرفتن
راهی باشگاه شدم تا یازده
یازده که رسیدم خورشتم 90 درصد پختش کامل شده بود
و برنجم از شب قبل خیس کرده بودم
و برنجمم ابکشی کردم
و بچها تماس گرفتن باهم بریم تا بیرون
سیم سیم و خواهرش و نادی
کلاس رقص داشتیم ساعت 6ونیم
دیگه قرار شد تا 5 بیرون باشیم
من کیک شکلاتی خیس درست کردم و ساعت یک زدیم بیرون
رفتم خارج شهر کنار عشایر
خیلی خوش گذشت یه نمه بارون هم بود حال داد واقعا
دیگه 5 برگشتیم و من ظرفهام رو شستم
و خونه رو یکم مرتب کردم
و 6وربع هم رفتیم رقص خیلی کلا خود کلاس رقص منو شاد میکنه
و از اونجام موقع برگشتن من سر یه میدون پیاده شدم دیگه با بچها نرفتم
چون با میم قرار داشتیم تا هم اکنون هم دیگه بیرون بودیم ودور دور
حرف زدیم و هات چاکلت و دونات خوردیم
این هفته واقعا از تعطیلیم خوب استفاده کردم
دلم میخواد یه صبحانه بریم خارج شهر که خودمون درست کنیم
که بچها پایه ان ولی روزش مهمه براشون
کافه هست که به محل کار میم نزدیک و یه خونه قدیمی
صبحانه هاش خیلی خوبه اونجا رو هم دوست دارم برم ولی تنهایی
کلا صبحانه برای من خوشمزه ترین وعده است:))))))
دیگه تفریح و استراحت کافیه وباید برگردیم به روال کار و زندگی