اونقدری هوا گرمه که من تا میم میگه هواشرجیه
گرمم میشه!
همون تایمی که میرم باشگاه بااینکه با مربیم هستم هم
خفه میشم از گرما:(
دیشب بدخواب شدم حس میکنم گرمازده شده بودم
چون روز های شنبه هم لگ دی هست و دستگاه های پا در معرض کولر نیستن
اون قسمت باشگاه خیلی گرمه
حس آشپزی کردن ندارم دلم اب دوغ خیار میخواد از گرما
ولی چون غذای ورزشکاری نیست باید قیدش رو بزنم!
یه مدته لوبیا چیتی میخورم حالت تهوع میگیرم بعدش:(
دیشب با تخم مرغ و بند وبساط اماده کرده بودم بعدش باز حالت تهوع بهم دست داد
دیگه یه مدت نمیخورم
جوانه ماش اماده کردم امروز
باید یه مقداری فیبر وسبزیجاتم روبالا ببرم
یه مدت تغذیه ام خوب نیس یعنی غذاهای چرب هوس میکنم
یا غذاهای شیرین و به خودم میگم یه کوچولو که اشکالی نداره
ولی اشکال داره متابولیسم رو بهم می ریزه:((
دیشب نشستم کارم رو ارزیابی کردم
همه ی انالیزهایی سایت رو خودم انجام دادم
و امروز با همکارم درموردش حرف زدم
میگه تو خودت چرا نشستی خودت ارزیابی کردی:) تو خوبی که
گفتم میدونم ولی باید بدونم چند چندم خوب
و یه سری نکات از تو دل این انالیزها در آوردم باهاش مطرح کردم که روش ایده پردازی کنیم!
اون کارهای نیمه وقتم هم دارم انجام دادم ولی حسش نیست برم تحویلشون بدم:(((
گرما همه ی انرژیم رو گرفته حتی میم میگه سرد شدی:)))))
میگم نه سرد نشدم گرما انرژیم رو گرفته بی انرژیم یکم
تا مرداد بگذره و گرما همینطوریم
خوب من برم که کلی کار دارم
از تخم نیز دارم متنفر میشم:((((