لاک های زرد قناری روی ناخنم بهم انرژی خوبی میده
کلا من رنگ زرد و بنفش رو دوست دارم زیاااااد
ولی لباس زرد ندارم نمیپوشم!
امروزرو لم دادم تا همین الان استراحت کردم و خستگی در کردم
خداروشکر هفته خوبی بود از نظر کاری همه چی خوب و با تمرکز پیش رفت
ان شالله هفته های دیگه هم روز به روز کیفیت کار بهتر وبیشتر بشه
دیروز هم باشگاه رفتم و کله ام آسیب دید:)))
دسته به سیم کش وصل کردم این دسته خیلی سنگین و بچهاازش استفاده نمیکنن
برای زیر بغل و... آقایون ازش استفاده میکنن
هیچی اون دوسه تا دسته دیگه وصل بود و بچها داشتن ازش استفاده میکردن مربی گفت
اون یکی سنگین رو نصب کن که عقب نمونی
خود دسته 7 کیلو اینطورهاهست
هیچی اقا ما نصبش کردیم به سیمکش
وزنه دستگاه کم بود ده کیلو بود اومدم وزنه رو سنگین کنم سرمو خم کردم ضامن دستگاه رو بکشم
رو وزنه سنگین تر دسته قشنگ افتاد پس کله من:)))))))
خیلی بدجور افتاد چون سنگین بود برا دستگاه نمیتونست بااون وزن نگهش داره
خلاصه هرچند درد وحشتناکی داشت ولی زود اوکی شدم
و تونستم ورزشم انجام بدم
دیروزم برنامم دوساعت طول کشید
دقیقا توی همین 5 روز من تغییراتم رو دارم میبینم و واقعا دم مربیم گرم دیگه غر نمیزنم:))
اومدم خونه ساکمو گذاشتم و رفتم تو محله خرید سوپری داشتم و لبنیاتی انجام دادم وبرگشتم
میم زنگ زد
و حرف زدیم و شام اماده کردم و دوش گرفتم
و یکم کارای هفته اینده شرکت رو جلو بردم باهمکارم یکم حرف زدیم برنامه هفته بعد چیدیم
و دیگه ریلکس کردم تا ساعت 1 که خوابم گرفت
چندباری هم تو این فاصله میم زنگ زد
امروزم تا ساعت 11 خوابیدم بعدم صبحانه و استراحت تا همین الان
تازه میخوام کارای اون یکی شرکت رو که نیمه وقت هستم انجام بدم
امروز تمومشون کنم
عصر هم با ساقی قرار دارم بنده خدا سه چهار هفته است داره قرار میذاره من وقت نمیکنم
میخواد بهم شیرینی پایان ترم زبانش رو بده:))
ایقدی توی این شهر جمع های زوج ها بد شده وبه سمت کثافت کاری داره پیش میره
که هرجایی زوج دعوتم کنن گارد دارم!
قبلا هم خوشم نمیومد خیلی تو دوستی یا حتی ازدواج با دوستای پارتنرم یا خودم زوج بریم بیرون خیلی!
در حد تو خونه و سالی چند بار دیدار اوکی هستم!
میم هم عین خودمه
هربار دوستام از جمعهاشون میگن که بعد یه گندی بالا اومده
بخصوص در مورد جمعهایی که خیلی اب شنگولی اینا میخورن باهم
خیلی اوضاعشون خیط شده جدیدا
و سووویچ پارتی اخه؟
اینا دیگه چیه توروخدا دارین سرخودتون چی میارین واقعا؟
چندروز پیش الف پیام داد
بعد مدتها
گفت خیلی دلتنگه و کاش بیاد همدیگه رو ببینیم
و...
گفتم شرایطش رو ندارم
بازم نگفتم توی رابطه هستم
نمیدونم چرا دوست ندارم بهش بگم
نکه هم بخوام امیدوار نگهش دارم من هزاران بار نامیدش کردم
اگر خودش امیدش رو میخواد زنده نگه داره دیگه مسئولش خودشه
حس میکنم هرجا تو زندگی سرش خلوت میشه جای خالی من براش پررنگ تر میشه
که اگر تو بودی اگر اوکی میدادی اگر فرصت میدادی من الان آدم شادتری بودم
من الان خوشبخت بودم
درصورتی که خیاله!
راستش من فکر میکنم برای وارد یک رابطه شدن لزومی نداره شما همه ی زخمهاتون رو درمان کرده باشین!
اصلا بعضی زخمها هیچ وقت درمان نمیشه!
اگر بخوایم زیاد وارد فاز استقلال بشیم و اینکه بگیم ما بدون یک نفر دیگه خوشبختیم کاملیم چیزی کم نداریم
هم به نظر من که نه به نظر روانشناس ها این خودش یه بیماری
یه تراماست که زیادی وارد فاز استقلال بشیم و فکر کنیم تنهایی خوشبختیم!
وسعی کنیم تنهایی از پس زندگی و همه چی بربیایم
مثلا اگر دگر جنس گرا باشی نمیتونی نیازهاتو نادیده بگیری بعد بگی من خوشبختم
اینجا داری یکی ازنیازهای مهم انسانیت رو بایکوت میکنی.
یا با هرگرایش جنسی که دارین حالا از مسائل مذهبی وفرهنگی که ماداریم هم بگذریم
واقعا نمیشه یه قالب طراحی کنیم واردش بشیم و به همون شکل برای همیشه بمونیم
خیلی وقتها خیلی زخمها رو ازش اطلاعی ندارین تا وارد رابطه درست نشدین سرباز نمیزنه!
خود یک رابطه سالم هم شفا بخش خیلی از زخمهاست
و کمک میکنه ادم خودش رو درمان کنه بهتر کنه خودشو!
البته اینو خیلی از روانشناس های واقع گرا هم میگن یا واقعیت درمان گرها هم میگن!
ناهار خوردم دوباره خوابیدم تا همین الان که میم میخواست بره سرخاک و زنگ زد بهم اطلاع بده
چقدر خوابیدم من از دیشب تاالان:)))))
البته یکی دوساعتی هم قبل خواب بعد از ظهریکم کار کردم
قرار با ساقی رو باید کنسل کنم برم خرید نون سنگکی که دوست دارم و اونور شهره:(خرما هم تموم کردم
میم هم امروز همش تو گرما و کار و اینا بوده امروزم چندتا مراسم ختم باید بره
امیدوارم گرما زده نشه
چون من می خواستم برا شام دوتاییمون پیتزا کالزونه درست کنم
پاشم خمیرش رو اماده کنم