تب و سینوزیت!

پاشدم سیب زمینی گذاشتم تو دستگاه

سوسیس هم همینطور

گفتم شاید گشنم شد اخر شب

و بدنم مریض نیاز به غذا داره برای مبارزه بااین حساسیت لعنتی

سوپ تو یخچال بود ولی من ادم سوپ خوری نیستم

یعنی هیچ وقت نشد تو مریضی غذا پرهیزی بخورم 

بااینکه سوپه رو اجی دوست داشت ولی من خودم چی بشه که سوپ بخورم

فقط درست کردنش رو دوست دارم!

میم چندباری زنگ زد حرف زدیم 

زود رسید خونه و رفت خوابید 

منم دیگه ساعت 10 به مربیم پیام دادم میام و حس کردم توانایی ورزش دارم 

یکم ماست و سیب زمینی خوردم 

و یه20 مین سریال دیدم 

و بعدش رفتم بخوابم که درد سینوسهام شروع شد

پیشونیم گونه هام

اصلا فکم به شدت اسپاسم و درد داشت عین دندون درد

به توصیه یکی از دوستای پزشکم که برام دارو تجویز کرده بود 

کدیین خوردم 

شربتم رو هم همینطور 

ولی تب داشتم 

خواستم پاشم برم دکتر دیدم دیره دیگه ساعت 12

احتمالا اژانس تعطیله دیگه 

این موقع شب بااسنپ نمیرم

کلا ساعتهای خلوت بااسنپ نمیرم اطمینان ندارم اونقدرها 

سعی کردم بخوابم 

و فکر کنم ساعت یک بود وسط تب خوابم برد 

تا صبح همینطوری بیدار میشدم بازمیخوابیدم

فکر میکنم علتش گذشتن من از اون فضای سبز و درخت های اسراعیلی بود

حالا خوبه سیگارو ترک کردم

اگر تو سیگار کشیدن حساسیت می گرفتم رسما باید بیمارستان بستریم میکردن!

نزدیکهای سحر به مربیم پیام دادم حساسیتم منو مغلوب کرد

نمیام فردا 

بعدم صدام اونقدر وحشتناک شده و گرفته که 

بچهاممکنه فکر کنن من سرماخوردم!

درصورتی که حساسیته 

چون میم از من نگرفت!

تا ساعت 9 توی رختخواب موندم یعنی خوابیدم درواقع

الان دیگه بیدارشدم و صبحانمم خوردم

باید مراقبت کنم از خودم

هنوز نمیدونم ناهار چی بپزم؟

واصلا حالشو دارم اشپزی کنم یانه؟

کلی کار دارم برای این هفته و فرصت مریض موندن و استراحتم ندارم متاسفانه!

و دعاکنید زود خوب بشم:(

 

 

موجا ... ۱ خوشم اومد :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موجا نام پیرترین تمساح جهان است...
تا جایی که علم پیش رفته تمساح ها تنها موجودات جهان هستند که پیر نمیشوند و ارگان های داخلی تمساح ها هیچ وقت پیر نمی شود!!و عمر نامحدود دارند مگر بر اثر شکار یا بیماری و.... بمیرند.
اینجا قرار از خودم بنویسم بدون هیچ روتوشی!!
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان