دیروز من رفتم بانک وبعدرفتم اون سر شهر واسه ویندوز و
صحبت بااون اقایی که همیشه مشاوره تلفنی میداد برا لپتاپ ندیدمش تاالان!
کار بانکیم زود انجام شد و یکمم پیاده روی کردم وبعد تاکسی گرفتم و ادرس رو هم خوب پیدا کردم
و این اقاهه ایقدی مرامش و چهره اش شبیه داداش بود
من دوست نداشتم پاشم بیام خونم انگاری داداش زنده بود جلوم بود داشت حرف میزد
همه چیش حتی سن و سالش
عین اخرین قاب عکس داداش بود
وچقدر هم مردم دار و خوش مشرب بود کپی داداش
دیگه صحبت کردیم درمورد لپتاپ کلی اطلاعات بهم داد قرار شد من از خودش لپتاپ بخرم چندماه دیگه
کلی هم سی دی ویندوز داد و هزینه نگرفت هرکاری کردم
گفت خوب شما الان سه سال مشتری منی دیگه ببر هرکدوم به سیستمت خورد
بردار باقی رو بفرست برام
که اینطوری هزینه کلی سی دی ندی
گفتم پس حداقل بذار هزینه یکی رو حساب کنم باقی رو با اژانس بفرستم گفت نه
دیگه هیچی
رفتم ناهار گرفتم اومدم خونه
به محضی که لقمه اول خوردم و یه قلوپ نوشابه حالم بد شد
دیگه بعد اون اب جو نوشابه و هرچیز گاز داری حالمو بد میکنه
امیر هم میگفت حتما بازافرینی خاطره است واست که حالت بد میشه
نخور دیگه
هیچی درگیر ویندوز عوض کردن بودم تا عصر
و بعدم رفتم باشگاه
حسابی با حدیث خندیدیم و ورزش کردیم
و اومدم خونه نا نداشتم دیگه
ناهار و شام یکی کردم
و نشستم پای سیستم یکی از ویندوزها بهتر بود
دیگه اونو برمیدارم
بعد داداشی زنگ زد رسیده بود و
گفت دیدی گفتم توبه گرگ مرگه؟
گفتم چی شده؟
گفتم مامان رفته محضر بعد وکالتی که میخواستن ازش بگیرن یه وکالت تام از همه چی بود نه فقط موضوع مکه و...
دیگه خداروشکر که اون اقای محضردار اشناست و زنگ زده بود داداشی که اینا دارن از مامانت امضا کامل میگیرن برا همه چی
و من این کارو بکنم شما در جریانید همتون؟
داداشی هم شوکه شده بود بابا یه وکالت ساده قرار بوده بده فقط برا مکه و....
دیگه هیچی واقعا میگم این زنیکه یه کاری میکنه هیچ کس دیگه دلش نسوزه براش
بعد داداشی میگفت چقدر مامان ما ساده است اه
چقدری دلسوزه
بیا اینم نتیجه اش
دیروز یکی از دوستای امیر بهم پیام داد
یعنی اعصابم رو ریخت بهم مرتیکه
یه جوری قهوه ایش کردم دریای خلیج فارس و عمان و خزر هم نتونه بشورش
والا
تا تو باشی مزاحم کسی نشی که اعصاب نداره
به امیر هم چیزی نگفتم
البته دوستشم نبود همکارش بود
به مربی هم گفتم صبح میام
دیگه خلاصه صبح زودم بیدارشدم رفتم باشگاه مربی امتحان داشت دانشگاه
رفت
من بجها رو گرم کردم و برنامشون رو اوکی کردم
خودمم برنامم رو تمرین کردم و...
الان دیگه یکم استراحت کنم و کارام و شروع کنم