فریلنسری!

دیشب تپل برام کلی کار فرستاده از تخصصمون برای فریلنسری

میگه تو مقصدت کجاست؟‌

اگر بخوای بیای فرانسه بگوکارامون باهم پیش ببریم 

و....

برای تخصص من واون تقریبا اونجا بهشت محسوب میشه

حتی میشه فریلنسری هم کارو شروع کنیم 

ولی واقعا من خیلی به اروپا فکر نمیکنم 

ترجیحم امریکا و کاناداست

ولی شرایط کشور واقعا دو دلم میکنه ایا الان وقت رفتن؟

نمیدونم باید یه تصمیم اساسی بگیرم در این مورد 

ایقدی تپل دیشب حرف زده و سایتهای مختلف کاری رو فرستاده 

که مغزم هنگ کرد دیگه جوابش ندادم

میخواد منو تشویق کنه 

هم اینکه من قلقلک بده سمت اروپا

کلی بررسی کرده خواهرشم که اونجاست خیلی کمک کنندست 

البته باباش هم تو پاریس یه اپارتمان خرید بالاخره 

داشت میگفت موجامن این خونه ای که توشم بفروشم 

و ماشین و سهام و ... رو اینو بذارم برا هزینه مهاجرت

اون یکی خونه رو بذارم برا یه وقتی اگر نشد وبرگشتم 

که راهها رو نبسته باشم

حالا قرار که اگر بشه یه سفر بره پیش خواهرش یه بررسی از اونجا داشته باشه حضوری

و هم اینکه یکی دوجا دیگه هم بره 

ببینه کدومش بهتر شرایط زندگی و کاریش

بعد دیشب قوز بالا قوز 

امیر پیام داده که بیا رابطمون از اول شروع کنیم 

فکر کن روز اول و....

من واقعا مغزم نمیکشه خوب

بهش میگم ببین من حس خوبی داشتم بهت اما واقعا ادم رابطه نیستم

با تو فهمیدم چند تا ایراد اساسی دارم و باید رفعشون کنم

کلی تراما باهم برگشتن در من 

این تقصیر تو نیست

مدل ارتباطی منه که تنهایی رو باهاش اوکی ترم 

تا دوست معمولی هستیم اوکی هستم 

ولی نزدیکتر از این نمیخوام

کلی حرف زد تا ساعت ۲

 حتی یه جاهایی خواهش کرد گفتم نمیتونم واقعا 

با یه بخش های از شخصیتت هم نمیتونم کنار بیام!

یعنی کلا مرد ایرونی خیلی بدرد من نمیخوره 

من ادم بله چشم قربان گویی نبودم هرگز

نمیتونمم اداش دربیارم بگم یه جاهایی هم بعد لج میکنم حرصتو از یه جا دیگه در میارم 

برای همین ترجیحم اینه نه به تو اسیب بزنم نه خودم

و اینکه همین دوست معمولی برام بهتره 

دیگه هیچی همینا و گفتم بذار ببینم چند وقت دیگه من چیکار میکنم و چه تصمیمی میگیرم برای زندگیم

بعد شاید به رابطه هم مجدد فکر کنم اگر تو ایران باشی هنوز 

اگرم نباشی که هیچی هستیم دوست معمولی باهم دیگه منکه هروقتی پیام میدی وقت داشته باشم جوابتو دادم

در بدترین شرایط بلاتکلیفی در زندگیم هستم 

یعنی اون بخشی که دست من نیست خیلی آزار دهنده است

و خیلی بزرگه این شرایط نااطمینانی 

جلسه ساعت ده رو هم یکم جابه جا کردم بخاطر سرعت نت

باید بشینم یه گزارش بنویسم براش

که تو جلسه حرفی برا گفتن داشته باشم.

------------

مغزم نمیکشه که حتی یک کلمه بنویسم

الان میفهمم تپل راست میگه 

که امیر تمرکز منو بهم می ریزه 

داداشی هم زنگ زد رفته بود ماموریت

واقعا مغزم قفل کرده باید بشینم یه قسمت فیلم ببینم تا بلکم ذهنم باز بشه

 

موجا ... ۱ خوشم اومد :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موجا نام پیرترین تمساح جهان است...
تا جایی که علم پیش رفته تمساح ها تنها موجودات جهان هستند که پیر نمیشوند و ارگان های داخلی تمساح ها هیچ وقت پیر نمی شود!!و عمر نامحدود دارند مگر بر اثر شکار یا بیماری و.... بمیرند.
اینجا قرار از خودم بنویسم بدون هیچ روتوشی!!
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان