خوابها!!

مدام خواب داداش رو میبینم به طور تقریبی دوباره خوابهام شروع شده هرشب 

و توی خواب هم مریض هست و میدونم روزهای اخر زندگیشه

اجی و مامان مکه ثبت کردن سالهاست 

بعد خودشون و داداش اینا باهم ثبت نام کرده بودن 

دقیقا توی یه تاریخ

حالا باید تکلیف حج داداش مشخص شه!

و فاطیما گفته بود حج بابا رو بدید عمه 

من که اهل این چیزها نیستم 

منظورش اجی بوده اجی هم که کلا مسلمون واقعی هست 

گفته بودن فقط اون ازپسش برمیاد 

اجی هم پذیرفت و قرار بود برن محضر کارای انتقالش رو انجام بدن که اجی به موقعش دوباره جای داداش بره مکه 

و....

بعد من دیشب خواب دیدم داداش توی یکی از بیمارستهای مکه بستری هست

و قلبش داره از کار میفته ولی هنوز به هوشه

و من نشسته بودم دم در بیمارستان و گریه میکردم 

و داداش برام یه ویس فرستاده بود

که من از خان داداش ناراحتم دوتا محرم منو فراموش کرد و بامن قهر بود

درستم میگفت دوسال سر یه موضوعی باهم حرف نمیزدن تا عقد محمد شدمحمد زنگ زد و داداش رو به زور راضی کرد که تو عموی بزرگ منی

بیا مراسمم من بدون تو نمیتونم هندل کنم چیزی رو بابا هم بهت نیاز داره ولی مغرور و به من گفته زنگ بزنم

در نهایت داداش هم راضی شد وبرا عقد محمد رفت 

و دیگه اشتی کردن 

الان نمیدونم به خان داداش بگم خوابمو یا نه؟ و تعبیر این خوابها چیه؟

دیشبم زود خوابیدم ساعت ۱۰ دیگه خواب بودم من 

کلاسمم رفتم عین همیشه وخیلی خوب بود و خوبم جواب استاد رو میدادم

بعد بچها قبل کلاس چندتاییشون اومدن پیشم که بیا کلاس یکم عقب بندازیم ماهنوز عقبیم و نخوندیم و....

منم یه سری توصیه کردم دیگه در موردش کلی حرف زدیم و رفتیم کلاس استاد دقیقا همون حرفای منو زد 

و بچها دیگه ترغیب شدن سرهمو تایم کلاس رو بیان:))))))‌منشی زبانکده بعدش موقع خداحافظی بهم گفت متقاعدسازیت عالیه:))

این نرم افزار خوابم میگه که دوروز خوابت کیفیتش اومده زیر ۴۰ درصد

و تایمشم کم شده 

صدای نفسهامم ضبط میکنه موقع خواب و بهم میگه الان این صدای نفس خواب عمیقته یا ....

خیلی خوبه حداقل من یه بررسی از خوابم داشته باشم ببینم که چی میشه

ساعت ۴ هم سرحال بیدار شدم دیگه تا دو ساعت همینطوری سرکردم ساعت ۶ تا ۸ هم خوابیدم باز

امشب میرم خونه نازی دیگه 

تپل هم پیام داد رفته موهای نازنینش رو کوتاه کرده تپل خیلی موهای بلند و قشنگی داشت و ریش هم همینطور

هردو رفته زده نابود کرده 

چقدم روشون حساس بود 

میگم بهش داری بزرگ میشی که حساسیتت از یه چیزایی داره برداشته میشه

میگه باورم نمیشه موهام دیگه برام مهم نیست

گفتم خاصیت سن دیگه میگه زود ۹۰ ساله شدم گفتم نه تو ۹۹۰ سالته یاد رفته 

ناهارم که دارم امروز فقط باید بشینم کارایی که با دوست تپل بستیم رو انجام بدم 

امروز تراپی هم دارم 

خوب دیگه همینا من برم که کارام زود تموم کنم باشگاه هم دارم دیشب انیل پیام داده کلی فحش داده چرا نیستی تو 

قرار بود با من بیای بریم بیرون یه روز خودمم دوست دارم ولی وقتش ندارم 

نمیدونم چرا همه بچها دوست دارن من باهاشون برم بیرون 

با بقیه که حال نمیکنم یه جورایی مدل تفریحاتشون هم بامن فرق داره هم شخصیتشون 

و اون دختره که داییش دوست داداش بود هم دیروز میگفت روز بارونی میخواستم بیام دنبالت دعوتت کنم کافه باغ

دیروز ازم شماره گرفت  تو رودبایسی بهش شماره دادم 

هنوز انگار قدرت نه گفتنم مشکل داره میتونم دعوت روبا بهانه رد کنم

اما توی این چیزا مثل شماره خواستن یه اشنا هنوز قدرت نه گفتنم ضعیفه

------------------

دلتنگ داداشم شدید 

و صبح داداشی پیام داد این روزها عصبی و خسته و دلتنگم 

فهمیدم همه دوسه روز بهانه اش بوده 

دلتنگ داداشه 

گفت داغونم من 

گفتم من بدتر از تو 

و دارو مصرف میکنم دیگه 

گفت من میدونم تو بیشتر از همه ما اسیب دیدی از نبود داداش و رابطت خیلی خوب ونزدیک و محترمانه بود باهاش

گفتم یادته پارسال؟ هر هفته میرفتیم دیدنش؟

گفت اره گفتم یادته منتظرمون مینشست دم در خونه از ذوق؟

بعد یه اهنگی برام فرستاد که سوختم

گفت نمیخواستم واست بفرستم تا بعد سالگرد ولی من شب وروز اینو گوش میکنم

و حواسم بود میای تو ماشینم میشینی تو نشنویش این ۹ ماه 

واقعا سوخت منو این اهنگ بختیاری

هرچی نشستیم دوتایی گریه کردیم سبک نشدیم 

 

 

موجا ... ۱ خوشم اومد :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موجا نام پیرترین تمساح جهان است...
تا جایی که علم پیش رفته تمساح ها تنها موجودات جهان هستند که پیر نمیشوند و ارگان های داخلی تمساح ها هیچ وقت پیر نمی شود!!و عمر نامحدود دارند مگر بر اثر شکار یا بیماری و.... بمیرند.
اینجا قرار از خودم بنویسم بدون هیچ روتوشی!!
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان