من واقعا بچه پرو ترین بنده ی خدام!
از اونام که هرغلطی میکنم بعدمیام بهش میگم منکه کااااررررری نکردم:)))))))
هیچی دیگه از یه نظر دیگه هم پرو هستم و کم نمیارم
اونم از نظر درست کردن یه چیز خراب! و پایان دادن به انجام یه کار!
بالاخره سیستم رو درست کردم و امروزم کلا خونه تکونی کردم
این چندروز بارون بود
و بخاری رو درآوردم از کمد و نصبش کردم و تخت رو تغییر دادم که تنوع شه
سالن رو هم همینطور تغییر دکور دادم
و حسابی تمیز کردم خونه رو
ولی با یه حال وحشتناک بد
بسیار بد
اضطراب و خستگی شدید
و بی خوابی
و تپش قلب
وضعیت غذام داغون واقعا
ورزشم که دوسه روزه نرفتم
سیگار هم زیاد میکشم
باید حتما فردا صبح پاشم برم باشگاه
رابطه ام با امیر که کلا داغان:))))
امشب مصاحبه دانشگاه داره
خلاصه اینکه دیگه عصر پاشدم رفتم پیاده روی
فاطی هم زنگید حرف زدیم کل مسیر رو
و من یه نفسی تازه کردم در هوای پاییزی این شهر
ورفتم باز سیگار خریدم:((((0
وبرگشتم خونه
و با مامان حرف زدم
با اجی
با داداشی
کلا این چند روز اعصاب هیشکی رو نداشتم
و باز با یکی از دوستام حرف زدیم
و شام درست کردم یه غذای حاضری اونم پیتزا سریع
و بعدم به تپل زنگ زدم ازش تشکر کردم بابت همراهیش
دیگه خلاصه همینا
الان دیگه ارومتر وبهتر از صبحم هستم
و امیدم بیشتر به زندگی
و به خودم
و به دستای توانمندم و اینکه خدا تنهام نمیذاره
من ازپس سختتر از ایناشم براومدم