جلسه روز جمعه ای و دیگر هیچ!

امروز یکی ازروزهایی بود که غرق شدگی در کار رو باز تجربه کردم

ناهار رو تند تند درست کردم

جلسه با داداش و تپل شروع شد یک ساعت خوردی بود

 بعدش تپل رفت که من و داداش در مورد سایتش صحبت کنیم و نظرمون بدیم 

و انتقادات و پیشنهاداتمون بدیم 

که کلا داداش که انتقادی نداشت و اوکی بود و واقعا هم نتیجه کار عالی بود جای حرفی باقی نموند

دیگه هیچی با داداش نشستیم حرف زدن 

در مورد پیشنهاد عمان حرف زدم و ....

گفتم بهتره که قبولش کنی

تو این شرایط وظیفه ات هست پدر بهتری برا بچهات باشی

جای بهتری بزرگشون کنی

وردار برو 

و تشویقش کردم بشینه زبانش رو بخونه 

دیگه کلی حرف زدیم تحلیل کردیم گفت اره خودمم از دیروز قلقلک شدم که این پیشنهاد روقبول کنم 

و باهام حرف زد در مورد زبان که منم زودتر زبانم رو به یه جایی برسونم دیگه 

با امیر بردارم برم و نمونم 

گفتم فعلا با امیر خیلی خوب نیستم 

و ....

دیگه بعد حرف زدن با داداش

برا تپل یکی از کارها رو فرستادم ایقدی ذوق کرد و گفت خوب شده من 

کلا امیدوار شدم واقعا:)))

زن داداش هم پیام داد پارسین امتحان داره نخونده اصلا دیگه شام نمیایم و زحمت نمیدیم

برا یه شب دیگه 

منم راحت شدم چون بعدش تازه ساعت 5 تونستم ناهار بخورم 

ساعت 6 هم دوباره با تپل کلاس داشتم تا همین الان 

با مامان و اجی حرف زدم قبل کلاس

الانم بشینم پای کارای زبانم و تکلیفای کلاس

بعدش وقت شد یه فیلم ببینم و لالا که صبح زود باید بیدار شم برم باشگاه 

و عصرشم که زبان دارم 

من برم که باید کارام رو تا 11 تموم کنم.

موجا ... ۱ خوشم اومد :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موجا نام پیرترین تمساح جهان است...
تا جایی که علم پیش رفته تمساح ها تنها موجودات جهان هستند که پیر نمیشوند و ارگان های داخلی تمساح ها هیچ وقت پیر نمی شود!!و عمر نامحدود دارند مگر بر اثر شکار یا بیماری و.... بمیرند.
اینجا قرار از خودم بنویسم بدون هیچ روتوشی!!
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان