خوب من چند ساعت پیش برگشتم خونه خودم
مامان اینا امروز مرغ شکم پر پخته بودن و... بخاطرتولد من یعنی زود هنگام گرفتن تولدمو
و من ازشون خواهش کردم اول سال کیک و اینا نمیخوام من!
غمگینم بخاطر داداش و اصلا میلی به تولد بازی ندارم
اونام گفتن ماهم همینیم
و دیگه قضیه با همین ناهاری که من دوست دارم فیصله پیدا کرد
مامان و اجی از دیشب ناراحت بودن که من میخوام بیام!
و بالاخره منکه باید میومدم سر زندگیم یه روز زودتر و دیرتر نداشت
دیروزم با اجی رفتیم کوه
من دیگه خیلی باید رو ظرفیت تنفسیم کار کنم افتضاح شده بعد کرونا
کلوچه و اینا درست کردم برا مامان اینا
و دختر دایی دیروز زنگ زد من و لیلا اومدیم بیرون ودلمون برات تنگ شده
گفتم ولی من هنوز نیاز به تنهایی داریم و ....گفت خوب بیا تو گروه حالت بهتر میشه
گفتم نه دوست دارم تنها باشم
و ممنونم به فکرمین و به یادمین همین
خونه گرد و غبار گرفته و نیاز به تی کشیدن داره
هنوز هیچی رو جابه جا نکردم چون خسته بودم و گرمم بود شدید فقط یه قهوه ترک درست کردم و نوش جان کردم همین
و چایی دم کردم و لم دادم
مامان کلی خوراکی گذاشته با اچی
اینارو باید مرتب کنم و نظم بدم و بذارم تو کابینت ها
رسما هم از 15 ام کارم شروع میشه وهیچ کاری نکردم براش باید یه امادگی در خودم ایجاد کنم حتما
دستام سوخته بخاطر دیروز کوه حالا خوبه عصر تو خنکی رفتیم و تا اون قله هم نرفتیم همین دامنه ها اینا بودیم
صورتمم قشنگ پیشونیم لک زده بخاطر این چند روز و پر جوشه بخاطر اینکه از ضد افتاب اجی میزدم و به پوست من سازگار نبود
بنده خدا افتابگیرش رو هم داده بود به من و میگفت میسوزه پوستت
هیچی به پوستم نرسیدم سه ماه داغون شده قشنگ
یه جوشهای دردناکی هم زده هم بخاطر حساسیت به اون ضد افتاب هم بخاطر خوردن شیرینی زیاد!
من هنوز ارایشگاه نرفتم و بااین مدل ابروم فعلا اوکی هستم
الان از دیجی کالا ضدافتابم رو سفارش دادم تا برسه به دستم باید فعلا نرم بیرون بااین سوختن دست و صورتم تا یکم بهتر بشه
چندروزی ماسک و اینا بذارم خوب میشه