خوب خداروشکر کلاس امروزم الان تموم شد
و من یه نفس راحت کشیدم
صبح خونه رو حسابی تمیز کردم و سرویس شستم و بعدم ته چین درست کردم
و لباسهام شستم و یخچال مرتب کردم
و اتاق خوابم همینطور
و فقط موند خرید خونه
رفتم دوش گرفتم و اومدم ناهارم خوردم و خداروشکر ته چین بزرگ بود و برا سه وعده دیگه ام هم موند
و یکم استراحت کردم و یه قهوه دم کردم و رفتم کوروش
و خریدهام رو انجام دادم و تو راه برگشت میخواستم برم فلافل بخرم برا شام که ساندویچی بسته بود
و یکم تره باری خریدم برا این دوسه روز که کلاسم و نمیتونم برم بیرون
و برگشتم خونه
همون لحظه ساعت 6 بود و کلاس باید شروع میشد
که مهندس زنگ زد که رمز دوسه بار اشتباه زده و بلاک شده!
هیچی دیگه تا هماهنگ کردیم و .... اوکی شد ساعت 7 شد
البته این وسط به نفعم شد هم تره باری ها رو شستم
هم خریدهام جابه جا کردم و ضد عفونی:)
اون موقع کلاس بودیم تاالان
خدایی خوب تدریس میکنه و منم همشو گوش میکنم
جالبه تمرکزم خداروشکر خیلی زیاد شده
و کمتر بی قرار میشم پشت سیستم نشستن
به اجی هم قبل کلاس زنگ زدم و حالش پرسیدم
الان دیگه من شامم رو هم گرم کردم و نوش جان کردم
و برنامه هفته اینده رو هم تو انتراک بین کلاس نوشتم خدارو شکر
و استاد زبانمم پیام داد کلی از اسپیکینگ اخریم تعریف کرد:))))
ایرادی هم نگرفته بود
حالا دیگه باید از فردا یه وقتی هم بذارم برای زبان خوندن
چون همچنان کلاس ها ادامه داره
و اینکه فرادرس هم توی این اوضاع ایمیل زدن سرفصل دوره ات روبرامون بفرست که هرچه سریعتر ضبط برنامه رو شروع کنیم!
اون شرکت دومی هم زنگ زد امروز که مدارک رو بفرستم برای کارهای بیمه و...
راستش من از این رییس متنفرم
بسیار ادم سبک و لوده ای هست
خیلی خیلی زیاد هیچ حد و حدودی رو رعایت نمیکنه
و الف معرفیش کرده من هم نمیتونم عین بچه ها به الف زنگ بزنم وای این چقد لوده است
خوب من سکوت میکنم
درمقابل بعضی حرفهاش
به نظرم باید تذکر بدم!