بعد نوشتن پست باز یکی دوتازنگ زدن بهم
من مشکوک شدم زنگ زدم مهندس میگم
میگه شماره منو دادی برا کلاس؟
میگه اره!
خدایا منو تبدیل به ویندوز کن از دست اینا راحت شم
زشت نیست دکتراین ممکلت که اتفاقا ایرانم درس نخونده
بلد نباشه یه جلسه رو تو زووم پزرنت کنه؟
میگه من بلد نیستم اخه چی بگم؟
50 ساله اش اقا نمیتونمم حرفی بزنم بسکه محترمه ولی ماتحت گشاد هم هست ایشون!
امروز فقط من از اپ های گوشیم در سفر بودم مدام جواب اینو بده اونو بده
الانم رفته سرخود هماهنگ کرده کلاس برا فردا ساعت 6تا9 شب
من چه گلی به سرم بگیرم اخه
داداشمم کلاس داره قول دادم بچها رو نگه دارم واسش
اونوقت کی جلسه رو پشتیبانی کنه؟
واقعا کی؟
تازه الان بشینم کارهاش انجام بدم
نمیشه هم دوربین رو بسته نگه دارم باید حتما دوربین باز باشه
اه
قوری نازنینم هم افتاد و شکست فلاکسامم که استاد شکوندنم دوتاش شیشه هاشون شکسته
حالا خواستم برم بخرم صبح لیلا رو گفتم بیاد دنبالم میگه نه من سه چهارتا فلاکس دارم میارم یکیشو بعد میری میخری اگر خوشت نیومد
من اخه چایی ت وقوری دوست دارم
باید قوری بخرم
استاد میگه ایقدی تو پیشرفت کردی فقط کم مونده چایی وقلیون بذارم اینجا و تخمه کل کلاس خودت اسپیکینگ کنی و بعدم یه شبخیر من بگمو خداحافظ:))))))))
ایقدی خوشحالم بابت تلاشم در خصوص زبان سختترین کار دنیا بود واسه
من از بچگی ازش بدم میومد همه میرفتن کلاس زبان من میرفتم کلاس هنری!
میپچوندم
و برای منی که کلاس نرفتم استاد میگه خیلی بهتر از اون کلاس رفته ها هستی
خداروشکر
امید و انگیزه ام بیشتر شده مقیدتر شدم به تکالیف کلاسم