گردن درد خر است!!!!!!
دیشبم تا یک خوابم نبرد دیگه نشستم به خوندن در خصوص کاری که دوستم خواسته بود
نظر خودم براش میفرستادم تیکه تیکه جمله به جمله طرحش رو بررسی میکردم و ویس میذاشتم روش
دوستم گفت خیلی خوشش اومده از این دقتم یه سوالایی هم مطرح کردم ازش که ممکنه امروز ازش بجوابش رو بخوان!
خداکنه طرحش بپذیرن حدود 100 نفر آدم میره سرکار بااین طرح اونم فقط در مرحله اولش
توکل به خدا
دیشب ساعت 11 داداش زنگ زدم بیاد مودم ببره و دمنوش نعنا درست کردم
و تو راه پله نشستم تا بیاد چقد هوا خوب بود
حیف سکوت نبود و همسایه ها تو کوچه نشسته بودن و حرف و خنده همیشگیشون به راه بود
داداش عجله داداش بالا نیومد
منم اومدم عود روشن کردم و چراغها رو خاموش کردم و دمنوش نعنام رو نوش جان کردم توی تخت و خوابیدم
الانم هنوز خوابم میاد:))))) کمبود خواب شدیدی دارم
صبح بیدارشدم میبینم یکی از شرکام
تو گروه کاریمون چیزی مطرح کرده و هماهنگیهاش رو سپرده به من!
یعنی گفته به خانم موجا بابتش پیام بدید قبلشم یه ویس فرستاده بوده برای من تو پی وی
که اینطوری و گفتم از تو اجازه بگیرن بابتش نه مشخص کرده قیمت نه هیچی!
خوب برادر من منو تو هچل میندازی اینطوری همه دارن از من میپرسن من جوابی ندارم براشون!
مجبورش کردم خودش کارها رو انجام بده
خلاصه اینطوریاست
ناهار میخوام به خودم حال بدم آشپزی کنم
بادمجون کدو نمک زدم گذاشتم یخچال
امروز میخواست خورشت بادمجون وکدو با گوشت قل قلی درست کنم البته از مرغ چرخ کرده استفاده میکنم
من برم کارهام رو انجام بدم و هیچی هم درس نخوندم زبانمم نخودم:((((
کی فردا میرسه که من فقط بخوابم!