تازه کلاسم تموم شد
و کلاس خیلی خوبی داشتم با استاد
و نزدیک به 1ساعت و نیم من اسپیکینگ کردم و گرد و خاک کردم
استاد از پیشرفتم بسیار رضایت داشت!
اما موضوع صحبتم این نیست
شب خوبی داشتم اما یه احمق عقده ای و بیمار جنسی حالمو خراب کرد
یه دوستی داشتم که کمک کردم وارد شرکت قبلیم شه
خیلی کمکش کردم اونم کمک کرده بارها
ولی من بیشتر
بدون هیچ چشمداشتی!
چندباری وسط شوخیهاش حرف جنسی زد از نظر من شوخیش جنسی بود
زدم بلاکش کردم
چون همکار بودیم و تو یک مجموعه هرچند اون یک شعبه دیگه بود
اما خوب نمیشد گاهی باید صحبت میکردیم همکاری میکردیم!
اینطوری بود که عذرخواهیش رو پذیرفتم
ولی پر از خشم بودم چون فکر میکردم اون صحبتش و شوخیش یک تجاوز بود
گذشت و گذش چند وقت پیش پیام داد عین همیشه حالمو پرسید
باز یه شوخی دیگه کرد بدون حرف بلاکش کردم!
فرصت توجیه هم بهش ندادم
دوست داشتم خشمم رو خالی کنم همون موقع ولی صبوری کردم و بلاک کردم
تاامشب تلگرام رو یادم رفته بود بلاکش کنم
یه گیفت خیلی بد فرستاده بود
از نظر من بد بود!
و من در چهار جمله به مادرش اول توهین کردم
بعد گفتم بیمار جنسی هستی
بعد بهش گفتم چون این کارش تجاوز بوده بلاک میشه برای همیشه
و فکر میکنم کارساز شد
چون اونم بلاکم کرد و میدونم بخاطر این بود همون گیف رو برای مادرش تصورش کردم براش!
این بهترین کاری بود میتونستم انجام بدم
و مادرش حقش بود! این مرد عقده ای که تک فرزند هم هست رو همین مادر تربیت کرده
که حریم رو حفظ نکنه. که عقده های جنسیش رو بریزه تو هررابطه ای که یکطرفه اش یه زن دیگه ایستاده
و چقد مراقب که به حریم کسی تجاوز نکنه و چقد مراقبه کسی رو نذاره به حریمش پا بذاره اونم
با تجاوز و عقده های جنسی
حتی یک لحظه پشیمون نیستم برای اینکارم اولین بار توی زندگیم شاید به مادر کسی توهین میکنم
و به یک زن دیگه!
حتی وقتی یه دختره عقده ای برگشت به من گفت ترشیده بااینکه سه سال از من کوچیکتر بود
تو دهنم نچرخید بگم خودتی
چون به کفشمم نبود داشت میگفت اعتباری نداره مگر در کنار یک مرد
یا وقتی اون دختره که ایقدی کمکش کردم کلی فحش و توهین داد
سکوت کردم پشیمونم نیستم
چون من همینم توهین نمیکنم یه جایی وراهی میذارم برای بعدا
و همیشه تریون میگفت بااینکه این دختر خیلی زیاد دیدمش در مواقع عصبانیت و از کوره در میره
بااینکه روزی یکبار دعوا داشتیم
اما هیچ وقت ندیدمش توهین کنه به کسی!
همیشه حواسم بود منصف باشم توی دعوا
یه حرفی نزنم که نتونم جمعش کنم
اما امشب از خودم راضیم تراپیستم یکی از مشکلاتش با من اینه
خشمم رو بروز نمیدم
به نظرم الان فهمیدم وقتی بروزش میدم دیگه ناراحتی توی وجودم نمی مونه
میتونم الان اسکرین شات بدم به الف
پدرش رو دربیاره
چون الان الف مدیر بالا دستی اون محسوب میشه
ولی همچین کاری نمیکنم
چون خودم جوابش رو دادم و تمام.