اخر هفته

دیشب که تا نزدیکهای ساعت 2 بیدار بودم

خونه رو مرتب کردم

گفتم خوب میرم واکسن بزنم صبح همه چی مرتب باشه

ساعت حدود 9ونیم بیدارشدم دوش گرفتم

و صبحونه خفن خوردم تست فرانسوی درست کردم با شیره انگور و موز و هلو و شربت پرتقال نوش جان کردم

من عاشق ترکیب شربت پرتقال و قهوه تلخ برا صبح هستم نکنه دوتاش رومیکس کنم بله جدا جدا

بخصوص برای فصل پاییز

ساعت 11 ونیم رفتم مرکزی که ثبت نام کرده بودم ایقدی شلوغ بود

راه نمیدادن تو

یه دانشگاه دولتی هست که خیلییم بزرگ

دیگه راه ندادن گفتن واکسن تموم کردیم

برید خونه

منم برگشتم خوب شد اژانس منتظرم مونده بود

دیگه خلاصه برگشتم خونه مامان اینام زنگ رو زنگ زده بودن

منم سایلنت بوده گوشیم بهشون اطمینان دادم واکسن نزدم

و گفتن ساعت 6 بیاین

منم دیگه ساعت 6 میرم حتما میخوام حتما کلکش کنده بشه امروز و واکسن رو بزنم

حال عمومیم بد نیست مودی هست

اما حال روحیم خدا روشکر خیلی خوبه

اینو از اینکه با حوصله اشپزی میکنم اینکه با شعله ی ملایم غذا میپزم بو میکنم همه چی رو

با حوصله پیاز داغم رو بالا سرشم و میذارم خوب سرخ بشه

وقتی یکی یکی مواد رو بهش اضافه میکنم وقتی ادویه میزنم به تموم لحظات زندگی فکر میکنم

به اینکه یه مهمون عزیز دارم امروز و هر روز و اون خودمم و باید عزت بذارم سرش

دیشب ماسک گذاشتم روی صورتم وحسابی حال اومد پوستم

به خودم فکر میکنم به نگرانی هام که مطمئنم تموم میشن

و امید و ارامشی که توی قلبم کم کم جا خوش میکنه

نگران نداشتن و داشتن نیستم خیلی

همین امروز رو داریم فقط بسه

بسه حسرت گذشته و نگرانی اینده میخواد چی بشه؟

بالاخره یه روزی همون روزی که داریم فقط یا سکته میکنیم یا تصادف یا توی بیمارستان یا هرجایی ریق رحمت رو سر میکشیم اما وای به حالمون

اون روزمون رو تو حسرت گذشته و آرزوی آینده از دست داده باشیم و حواسمون به هیچ چیزش نبوده باشه به

مزه اون اب و شربتی که اون روز خوردیم به نگاه مامانمون به نگاه پدرمون به دستاشون به اخرین تماسیمون بااونا، اونا با ما

خانواده دوست و.... زندگی چیزی  جز اینه؟ البته ممکنه زندگی چیزهای زیادی باشه و ما ندونیم همین ندونستم خوبه

آرامش میاره برا ادم اصن کی رسیده به این سوال؟ که زندگی چیه؟ قرارچی بشیم؟ قرار کجا بریم و چیکار کنیم؟

همینه زندگی آیا؟ اصن کی رسید به این جواب؟ هیچ کس هممون  پر کاهی هستیم در مسیر تاریخ همین.

 

زنگ زدم به یه مهندس که میومد سیستم هاشرکت قبلیم رو درست میکرد

آشنای داداشم بود فکر کنم برادرخانوم یکی از دوستاش بود

حتی فامیلیش رو هم نمیدونم:) به اسم ویندوز سیوش کردم چرا خدایا؟

زنگ زد اون شماره منو سیو داشت صحبت کردیم قرار شد برام پیگیری کنه گفت برات قیمت هم میگیرم ببینم قیمت تعمیر سیستمت چقدر میشه؟

حالا قرار شد پیگیری کنه سر این رمز بوت رو چطوری میتونیم برداریم

امیدوارم درست بشه

خوب ناهار که دارم برای امروز

فقط کلی کار دارم باید تحویل بدم

یه طرح تحقیقی هست مال استادمه باید اونو امروز کامل کنم دیگه

خدارحم کرد یه نسخه از ادیت هایی که انجام دادم رو هفته پیش به عنوان گزارش کار براش فرستادم و همون به دادم رسید

که روش بقیه ادیتها رو پیاده کنم

 

موجا ... ۲ خوشم اومد :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موجا نام پیرترین تمساح جهان است...
تا جایی که علم پیش رفته تمساح ها تنها موجودات جهان هستند که پیر نمیشوند و ارگان های داخلی تمساح ها هیچ وقت پیر نمی شود!!و عمر نامحدود دارند مگر بر اثر شکار یا بیماری و.... بمیرند.
اینجا قرار از خودم بنویسم بدون هیچ روتوشی!!
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان