حرف دارم

امروز با خواهر یکم حرف زدیم عین هرروز

ولی هرچی فکر میکنم میبینم روز به روز حرفهای مشترک بیشتری داریم کارهای مشترک بیشتر

وقتی ناراحته بهم میگه وقتی ناراحتم بهش میگم

بعد مراقب همیم پشت همیم یه روز فکر نمیکردم چنین رابطه ای بینمون شکل بگیره خوشحالم براش

هرچند هفت آسمون بینمون فاصله است از نظر اعتقادی و مذهبی و سیاسی

ولی خوب یاد گرفتیم اعتقاداتمون برا خودمون نگه داریم جوری که اونی که همیشه تلاش میکرد

بگه من غلطم اشتباهم پذیرفته منم تفکر خودمو دارم و همیشه هم اون درست نمیگه! واصلا دنبال بحث کردن نیست

بیشتر دوست داره برم بهشون سر بزنم بیشتر دوست دارم بیاد پیشم البته اگر کرونا نباشه

دلمون مسافرت دونفره میخواد عین همون سفر دوسال پیش که باهم رفتیم شیراز

حتی جلوش میتونستم یکم شیطونی هم بکنم و اون مخالفتی نداشت محض خنده:)

کاش بتونیم یه سفر باهم بریم قرار واکسن بزنه چون دبیرها رو قرار چندروز دیگه واکسن بزنن

داداش بزرگه هم واکسن زده چون استاد دانشگاه هست و شغلش و هم اینکه متولد 52 هست

یکم سرگیجه داره فقط توی این یک هفته گذشته مشکل خاصی نداشته

مامان واکسن نزد که نزد هرچی اصرار کردیم و خیلی نگرانشم.

قرار بود 5 شنبه دختر دایی رو دعوت کنم برای شام ولی خوب هنوز بهم جواب نداده

ممکنه شیفت باشه برای تزریق واکسن

ولی من خریدهامو انجام میدم چون امروز کارت خریدمونم شارژ کردن به نظرم

بخاطر این که ممکنه دو هفته تعطیل بشیم کلا و بانکها هم تعطیل کنن این کارو کردن!

اما عیدی ندادن بهمون!

ولی خوبه که زود پرداختش کردن.

زنگ زدم نونوایی برام نون سنگک پخت کنه بگم آژانس بره بیاره.

خودمم یه سه کابینت دیگه رو تو هم ریختم زبانمم خوندم

مشاور قبلیم پیام داد حالمو پرسید ازم پرسید وارد رابطه نشدم؟

نمیدونم چراهرسری اینو میپرسه من حس میکنم که میخواد چیزی بهم بگه

و امروز میگفت میدونی تو جذابیت داره برای مردها و نباید از بابتش ناراحت باشی

این موضوع به تو میگه که تو میتونی اون کیسی که مد نظرته رو هنوزم داشته باشی

خوب راستم میگه من یه مدت اول جدایی فکر میکردم دیگه دیر شده واسم و اونقدری هم زخم خوردم

که هنوز امادگیش ندارم وارد رابطه بشم اصلا باید از اول تعریف کنم همه چی رو برای خودم

و سخته اعتماد کردن دوباره!

بعد درباره  اقای ی باهاش حرف زدم، مدام ازم میپرسه از اون چه خبر؟

پیشنهاد نداده بهت؟ نمیدونم چرا دوستهای مشترک ما هم فکر میکنن مثلا یه روز ی و من ازدواج میکنیم؟؟؟

خوب از پیشنهاد جدید دادن که نداده همیشه در لفافه گفته منم رد کردم

بعد براش توضیح میدم چرا ما نمیتونیم زوج خوبی باشیم

 

 

موجا ... ۱ خوشم اومد :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موجا نام پیرترین تمساح جهان است...
تا جایی که علم پیش رفته تمساح ها تنها موجودات جهان هستند که پیر نمیشوند و ارگان های داخلی تمساح ها هیچ وقت پیر نمی شود!!و عمر نامحدود دارند مگر بر اثر شکار یا بیماری و.... بمیرند.
اینجا قرار از خودم بنویسم بدون هیچ روتوشی!!
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان