دوستم پیام داده حالت تهوعم بیشتر شده
یعنی کروناست؟
وسط جلسه مهمیه
میگم نه بارداریه:))))))
میگه بلوتوثی والا هیچی بعید نیستا!
یعنی کرونا داره همش تغییر جهش اینا میده
اینم روش:)))
بعد میگه خدا بگم چیکارت کنه همش دارم تصور میکنم بلوتوثی بود چطوری میشد؟
میگم خوب گنگت بالاستا:) حواست باشه که خواستی باردار شی حالا یه خوبش باشه
میگه راست میگیا گفتم جای خوبی نشستی:) همه ژن خوبن:))
شانس من باشه تخمکم با یه فرد سومالیایی که نه تنها کندذهنه بلکه پدوفیلم هست لقاح پیدا میکنه:))))))
والا :) من وسط کارها شرکت اون وسط جلسه هردو غش کردیم افتادیم
قضیه سین رو هم خودم جمع کردم
رییسم ساعت یه ربع به هشت زنگ زد یه سری سفارشات داشت
گفتم راستش من دیروز غروبی سین زنگ زد و یه سری قراردادها رو فرستاده
بهش گفتم پسرتون کرونا گرفته و ....
که حالشو بپرسه خودم روم نشد حالشو بپرسم
دیگه گفت نه اشکالی نداره و... دخترشم مبتلا شده!
به سین هم زنگ زدم خیالشو راحت کردم گفتم خودم گفتم دیگه نمیخواد نگران باشی
که حالا چطور به گوششون برسونی که میدونی کرونا گرفتن و نیان دفتر!
خداروشکر خوابم خوبه
یعنی ساعت 1 میخوابم تا هفت اینا
و پرش خوابم خیلی کمتر شده
عصرها هم حتما میرم پیاده روی عصر که نه غروب،
ولی چندروز کار پیش میاد مجبورم که زودتر برم یعنی عصر برم و خیلی گرمه واقعا
دیروز اون اقای لبنیاتی میگه که میخواد مغازش رو جمع کنه!
گفتم بسلامتی امیدوارم شروع کار جدیدتون خوب پیش بره
چندباری گفته که ارشد شیمی داره و مجبوره و این کارودوست نداره!
میگه آخه میدونید من مجردم و با مامانم زندگی میکنم و تهران بودم....
برگشتم چون مامانم دوست نداشت داشت افسرده میشد!
و... الان نمیدونم منظورش چی بود واقعا که اینارو به من گفت منم
وسط همین حرفاش خداحافظی کردم:)