ظهر حال آشپزی آنچنانی نداشتم و بادمجون گوجه درست کردم
البته چون من بسیار کم روغن درست میکنم خوشمزه نمیشه:)
بعدش سعی کردم بخوابم که نشد و با دختر دایی حرف زدم چطوری لیلا رو سورپرایز کنیم؟
اصلا قرار براش تولد بگیریم یا نه؟
گفت آره من عصری میرم کیک و کادو میخرم شب میریم دم خونه سورپرایزش میکنیم
گفتم منم کادو امادست و عکسش فرستادم گفت لیلا عاشقش میشه راستم میگه عاشق وسایل ورزشی و لباس های ورزشی
هیچی دیگه گفتم میخوابم شب سرحال میریم خونه لیلا که دختر دایی پیام داد لیلا پاشده رفته شهرمون!
وا خوب چرا؟
اصلا هم روحیه اش خوب نیست بخاطر اون فامیلشون
وکلا برنامه امشب رو هواست!گفتم من تا دوازده بیدارم بعدش دیگه اگر اومد من نمیام میذاریم برای فرداشب!
لاکمو تمدید کردم و دوش گرفتم وبا مامان حرف زدم یکم هم کار کردم یکم با آجی حرف زدم
و الانم نشستم پای سیستم یکم فیلم دانلود کنم وتکالیف زبانم رو انجام بدم بفرستم
و شامم پیتزای مرغ دارم
چقد من پیتزا خوردم این مدت:) هرچند رژیمی درست میکنم
این سری نون پیتزا از کارگاه نون سنتی خریدم ببینیم پیتزاش چطوری در میاد احساس میکنم پفکی تر و نرم تراز نون های تو بازار و این بسیار عالی من پیتزای نرم دوست دارم:)
امروز پاک کن طرح کدوم و خودکار یونیکورنیم رو استفاده کردم و چقد ذوق کردم براش
برای پارمیس و پارسینا هم خریده بودم
خیلی خوششون اومد
من پاشم موهام رو سشوار بکشم
و منتظرم مرغ بپزه و شام درست کنم هوس نوشابه کردم بعد مدتها نمیدونم زنگ بزنم سوپری برام بیاره؟
یا براین هوسم غلبه کنم؟