بی حسی مطلق!
یه جوریم که برای خودم ناشناسم!
حسی به هیچ چیزی ندارم
یعنی اینقدر سریع برمیگردم به بی حسی
که نمیتونم بگم خوشحالم ناراحتم غمگینم
بجز تلگرام کاری همه اپهام رو حذف کردم البته به جز یوتیوب
یه جوریم که برای خودم ناشناسم!
حسی به هیچ چیزی ندارم
یعنی اینقدر سریع برمیگردم به بی حسی
که نمیتونم بگم خوشحالم ناراحتم غمگینم
بجز تلگرام کاری همه اپهام رو حذف کردم البته به جز یوتیوب
خوب دیروز جواب یک سری از آزمایشاتم اومد
خداروشکر مشکل خاصی از نظر روتین نداشتم
بجز هورمونهای تیرویید که باز مجدد باید تکرار بشه
دیشب صمیمی ترین دوست اجی فوت کرد
دقیقا عین این کلیپه شدم!
نمیدونم کی صبح میشه کی شب میشه
اونقدر ریتم زندگی تنده واقعا من میمونم از گذر روزها
گذر شنبه تا شنبه برای من اندازه یکساعته :(((
اصلا دوست ندارم این سرعت زندگی رو
امروز یه اتفاقی توی کار افتاد
که نتیجه تلاش من و حسین و امیر پودر شد یه جورایی
سه روز بکوب وقت گذاشتیم استراحت نکردیم
بعد اصلا تیم مدیریت یه تصمیم دیگه ای گرفت
اینجا هوا خیلی خیلی الوده شده
و گرم هم هست همچنان
یعنی یه جوری هست که نمیتونی کولر روشن کنی مدام
نه میتونی درو پنجره ها رو باز کنی
حس حبس به ادم دست میده!
امیدوارم دیگه این پروسه ازمایش تکرار نشه!
بااجازتون امروز فقط برای یک فقره ازمایش ساده ۳ و ۴۰۰ پیاده شدم
هفته پیش هم ۴.۲۰۰!
بحث بخش مالیش نیست بحث اینه
هزینه های درمان واقعا خیلی خیلی بالا رفته اما کیفیت نه!
مراکز دولتی که کیفیتی نداره مراکز خصوصی هم رحمی ندارن اما کیفیتشون به نسبت بهتره و من مجبورم به
مراکز خصوصی مراجعه کنم!
گفته بودم از اب انگور خوشم نمیاد
نه از مزه اش نه از حال بعدش
و خیلی کم تو زندگیم تست کردم اینو
و هربار پاسخ همینه!