آن یکی خر داشت پالانش نبود...!

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت چون باید رفت.....

آن یکی خر داشت پالانش نبود...!

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت چون باید رفت.....

آن یکی خر داشت  پالانش نبود...!

موجا نام پیرترین تمساح جهان است...
تا جایی که علم پیش رفته تمساح ها تنها موجودات جهان هستند که پیر نمیشوند و ارگان های داخلی تمساح ها هیچ وقت پیر نمی شود!!و عمر نامحدود دارند مگر بر اثر شکار یا بیماری و.... بمیرند.
اینجا قرار از خودم بنویسم بدون هیچ روتوشی!!

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
پیوندها
شنبه, ۱۸ آبان ۱۴۰۴، ۱۲:۴۱ ب.ظ

پایان پروسه ازمایش!

امیدوارم دیگه این پروسه ازمایش تکرار نشه!

بااجازتون امروز فقط برای یک فقره ازمایش ساده ۳ و ۴۰۰ پیاده شدم

هفته پیش هم ۴.۲۰۰!

بحث بخش مالیش نیست بحث اینه 

هزینه های درمان واقعا خیلی خیلی بالا رفته اما کیفیت نه!

مراکز دولتی که کیفیتی نداره مراکز خصوصی هم رحمی ندارن اما کیفیتشون به نسبت بهتره و من مجبورم به 

مراکز خصوصی مراجعه کنم!

پروسه بیمه رو خیلی پیگیری کردم من بیمه پایه ام تامین هست

ولی خوب بیمه تکمیلی که ندارم خیلی شرایط رو سخت کرده

خیلی پیگیری کردم من میتونم شخصی اقدام کنم

ولی خوب باید بابت هر چیزی فاکتور ببری!

ایا قبول کنن نکنند فاکتورها رو واریزها به موقع باشه یا نباشه  و... بماند!

امروز تعطیل نیستم 

یکی از همکارا گفت مریضم رییس گفت استراحت کن

بعد من عین چی گفتم جاشون میمونم!

 دیشب یکی از منیجرها هم حذف شد!

منیجر تیم سوشال مدیامون بود و ۵ سال سابقه همکاری با تیم رو داشت

ولی راحت حذف شد

چرا؟ چون یک مدت بی نظم شده بود

و هم اینکه در نمایشگاه پیشنهادات همکاری زیادی اومده سمت کمپانی

ییه جورایی خیلی تو دنیا سروصدا کردیم

و لول اپ کردیم

و الان مدیران دارن نوسازی میکنن تیم ها رو و هرکسی بی نظم یا کم انرژی یا سرعت کندی داشته باشه

با بی رحمی تمام حذف میشه

من و سارا خیلی ناراحت بودیم هرچند من این مدیر رو خیلی سابقه همکاری نداشتم باهاش

ولی خوب یه مدتی چند جلسه با تیمشون همکاری داشتم به شدت بی نظم بودن!

و این عصبیم میکرد و درخواست دادم به رییس که من با اینا همکاری نداشته باشم!

تیم خودمون منظم ترین تیم کمپانی هست!

دیشب تو جلسه مریم به بچها هشدا داد که رو لبه مرز هستیم!

و همه دارن حذف میشن مراقبت کنید کار کنید و حواستون باشه حتی ممکن منم حذف بشم!

من و مریم میدونستیم قرار امیر حذف بشه 

حدس میزدیم با کم کاری وبی نظمی تو  نمایشگاه حذف بشه پروموت ضعیفشون 

حذف بشه 

مریم خبرها رو بهم میرسونه از تصمیمات مدیریتی چون اشنای رییس هست

سارا هم نگران خودش بود چون تازه منیجریکی از کشورها شده و ساکن همونجاست

یکم سارا گریه کرد بابت رفتن امیر چون همکاری نزدیک داشتن 

از سر پریودی و پی ام اس و فشار کار

بعد من دیشب تا امروز نباید نه استرس میکشیدم نه ....بخاطر ازمایشهات هورمونی

صبح بی دلیل از استرس بیدار شدم

دیشب که جلسه داشتیم جلسه بااینکه استرس زا نبود من استرس گرفتم!

میم هم با خواهرش اینا رفته بودن بندر

اخرشب رسیدن تااون تایم هم من فرصت انجام کارام هم خلوت کردن با خودم رو داشتم 

البته بعد از جلسات

قرار امروز با میم بریم شیرینی بخوریم((

گفت بعد ازمایش شیرینی نخور تا عصری باهم بریم شیرینی فروشی یا کافه یه چیز خوب بخوریم

فعلا من برم که وقت اشپزی هم امروز ندارم و باید ببینم بعد جلسه چی میتونم سفارش بدم

 

 

 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴/۰۸/۱۸
موجا ...

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.