شلم و شوربا!
با مرغهای ارگانیکی که مامان فرستاده
شوربا درست کردم
شوربا درست کردن خونواده ما این مدلیه
پیاز و زردچوبه و فلفل و کاری و فلفل
با مرغ و برنج محلی!
البته برنج بعد پخت مرغ اضافه میشه!
رفتم ناخنها رو ریمو کردم ومسیر برگشت رو پیاده برگشتم
اصرار میم این بود پیاده برنگردم!
ولی خوب گفتم پیاده روی برام خیلی هم خوبه حداقل فایده اش ذهنمو اروم میکنه!
اومدم خونه چایی خوردم
و منتظر شدم تاریک بشه یکم غروب بشه
برم برای سفارشاتم
که فقط یه دونه رو درست اورده بود
از اونور رفتم اکسیدان هم گرفتم یه لوسیون بدن
و برگشتم خونه
زنگ زدم و قرار شد فردا خریدام رو بهم برسونه
فردا خیلی شلوغم از اون روزها که دور سر خودم میچرخم!
دلم شیر داغ خواسته روز سردی یه جوری سرد
که ذوق برف اومدنی که فاطی با جیغ جیغ پشت تلفن بهم اطلاع داد
سرماش رسیده به اینجا!
میم گفت از راه خرید بیا دم در خونه
یه ظرف خونه ما داری!
شک کردم ظرف؟ گفتم اهان اون بذار وقتی اخر هفته اومدم
میگه نه بیا منتظرتم
تو این سرما منتظر شده من برگردم
منم بازیگوش رفتم سوپری تو راه کیک وپفک خریدم
بعد از بوتیک جفت سوپری یه جفت جوراب مشکی!
بعد اومدم میبینم بنده خدا با دسته گل پشت در ایستاده:))))
مردی که خودش حالش خوب نیست ولی تلاش میکنه حال منو خوب کنه
بوی دسته گل نرگس پیچید توی مشام دماغ یخ زده ام
و دلم گرم شد
الان هم موهام رو رنگ گذاشتم
منتظرم رنگ بگیره و دوش بگیرم
حسین زنگ زد باهم کمی در مورد کار حرف زدیم!
فردا تولد ساقی امیدوارم وسط اون شلوغی های فردا بتونم سورپرایزش کنم
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.