روزهای پرکاری و بی حوصلگی!
اینجا هوا خیلی خیلی الوده شده
و گرم هم هست همچنان
یعنی یه جوری هست که نمیتونی کولر روشن کنی مدام
نه میتونی درو پنجره ها رو باز کنی
حس حبس به ادم دست میده!
این موضوع کمی روی انرژیم تاثیر گذاشته
روزهای خیلی پرکاری هم داریم که امروز مثلا ۱۵ تسک دارم
و تااینجای روز فقط دو مورد رو انجام دادم و تسکهای بزرگ مونده چون بسته به بقیه همکارام هستو جلسه باهاشون!
خورشت قیمه بار گذاشتم
دیشبم خونه رو تمیز کردم اما مرتب نه!
به اندازه ای که خودم فکر میکنم مرتب نیست!
دیروز مریم میگه تو به عنوان یه مدیر باید اون بخش مادر ترزای درونت رو خاموش کنی!
واقعا هم راست میگه
میگه تو سارا خیلی مادرترزا طور میشین یه وقتهایی
و باید این بخش مهربون و لطیف که ضعف حساب میشه تو یه کمپانی با مردای ایرونی که از مدیر خانم حساب نمیبرن!یه جورایی پوش کنید
اینو قبول دارم چون میبینم این انعطاف مهربونی طرف رو پرو میکنه تا قوی!
امروز یه هیستوری فاطیما بهم داد
یا تعجب گفتم ۸ ماه پیش بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واقعا اینقدر امسال من مشغول کار بودم متوجه گذر زمان نشدم!
یه مساله ای که این روزها خیلی برام توی محیط کارم پرنگ شده
سیاست داشتن هست!
مساله اینه صداقت و ساده لوحی و اینکه من اینطوریم پس بقیه هم با من مثل خودم باشن اصلا جواب نیست
چونکه متاسفانه ادمها مثل ما فکر نمیکنن! مثل مااز مسایل برداشت نمیکنن و....
خیلی باید مراقبت کنی چی بگی چی نگی
و چیکار کنی چیکار نکنی و....
امروز حسین یه ویس داده بود به مدیر
بعد همون فرستاد تو گروه سه نفرمون که من اینو از طرف سه تامون گفتم و اشاره کرده بود به یه مساله ای!
من سریع بهش زنگ زدم ویستوپاک کن این مساله رو ازش حذف کن تا مدیر نخونده وبعد براش بفرست!
و براش بعدا شرح دادم چرااینو گفتم
چون من و حسین ادمهای زیر رو کشی نیستیم!گفتم ما ساده وصادقیم
ولی خوب الان شرایط ایجاد میکنه ماهم این مدلی نباشیم!
چونکه میبینی که دارن چقدر تغییرات اعمال میکنن
و چقدر دارن نیروها رو جایگزین میکنن
کمپانی مشکل استخدام نداره یعنی ریزشی نیستن نیروها
مشکل جایزگین کردن نیروهاست!
چونکه کار کردن در فضای بین الملل بی رحمه!بعد این میکس بشه به همکار ایرانی و مدیریت ایرانی دیگه خودت اخر این قصه رو بخون!
یه جورایی تو اون مساله لو میداد که ما تسکها رو تقسیم کردیم و یه جاهایی مشخص میشد اونا کم کاری کردن!
وگرنه منکه در هر فیلدی باشم فعالتر از بقیه ام
دیگه خلاصه حسین حذفش کرد
خوشحالم حداقل این مسایل رو زود متوجه میشم قبلا دقتم کمتر بود خوشبین تر بودم!
سارا راست میگفت مراقبت ما باید بیشتر باشه

موجا یه سوالی از ۲۰ سالگی با منه و تو برهه های مختلف جنبه های مختلفشو می بینم. اونایی که این کارها رو شروع کردن و رییس کمپانی هستن چه فرقی با ما داشتن که تونستن این کارو راه بندازن؟جواب خاصی براش پیدا نمیکنم و از اون طرفم وقتی میگم پس تو هم همین کارو بکن هنگ میکنم. نمی فهمم این گپ بین من متخصص و من صاحب کسب و کار چیه و چی می تونه پرش کنه.