اجاره نامه

امروز اصلا خوب نبودم چندباری همینطوری افت فشار شدید داشتم

و به زور ناهار درست کردم مامانمم اصلا راضی نبود هرچی گفت خودم غذا درست میکنم نذاشتم

مایه کتلت درست کرده بودم صبح و آجی هم با دوستش بیرون بود کار داشتن

درگیر کارهای تزش هست و دفاعش

موقعی که اومد ساعت یک بود و من تازه میخواستم کتلتها رو سرخ کنم

بنده خدا هرچی اصرار کرد نذاشتم گفتم نه خودم درست میکنم

دیگه ناهار درست کردم و خوردیم خیلی هم خوب شده بود مزه کتلتها

آجی گوشت خریده بود برا خونه خودشون، برا منم خرید کرده بود

دیگه بنده خدا شروع کرد به خرد کردن و بسته بندی

منم کنارش نشسته بودم تا تمومشون کرد بعدش دیگه گرفتیم خوابیدیم.

مامان خوابش نمیبرد و هی راه میرفت تو خونه، مامان عادت به خونه ویلایی داره

و سختشه اپارتمان

داداشم که کولرهاشون خراب بود و طبقه پایین گرم بود نشد مامان اینا دعوت کنه،

دیگه من همینطوری خواب وبیدار بودم چون مامان نمیخوابیدنگرانش بودم

گفتم شاید اذیت

دیگه همینطوری خواب وبیدار بودم تا ساعت 5که اجی هم بیدار شدو

عصرونه خوردیم داداش زنگ زد گفت ساعت 7 اماده باش میام دنبالت بریم بنگاه

دیگه مامان اصرار کرد که باهاشون برگردم خونه، چون نگرانمه که حالم بده!

منم قبول کردم، و وسایلم اماده کردم

و با راننده هم هماهنگ کردم که مارو ببره ولی ساعتش گفتم زنگ میزنم

دیگه باداداش رفتیم اولش که نیومد داداشه و شریکش بود

ماهم گفتیم باید باخودش صحبت کنیم و زنگ زد داداش

و اومدش، من قبلا با داداش هماهنگ کرده بودم که اول من صحبت کنم

گفتم که بااجازه داداش من دوسه دقیقه حرف دارم! و حرف زدم و

قانع شد که من دوماه دیگه از قرار دادم مونده!

بعد در مورد قرار داد جدید گفتم من صحبتی ندارم هرچی خان داداش بگن!

داداش گفتش خوب قیمت بالاست من صاحبخونه خودم 20 درصد گذاشته رو رهن و اجاره

اینام گفتن ما رهن نمیخوایم اجاره میخوایم واین قیمت دیگه گیر نمیاد

دیگه داداش اینا صحبت کردن در نهایت داداش منو کشید یه گوشه گفت بهتر رضایت بدی

چون اصلا خونه زیر یک و خوردی گیر نمیاد و من سراغ گرفتم همین که دوماه رو قبول کرد خوبه

و منم راضی شدم و قرار داد رو نوشتیم و برا دوماه آینده

و بهشم گفتم ایشون نباید برای بنده مزاحمت ایجاد کنه تماسی چیزی

نمیخوام باهاش در ارتباط باشم!

گفت من باایشون صحبت میکنم مزاحمت نشه!

نمیدونم قسمت واقبال چیه واقعا

ولی هرچی هست من بهش تن دادم دیگه...

امیدوارم روزهای خوبی برام رقم بخوره.

 

 

موجا ... ۱ خوشم اومد :)
Divine Girl

الان حالت چطوره عزیزم؟ بهتری؟ 

مطمئن باش اتفاقات خوب و درستی میفته، قطعا هر چیزی دلیل داره، نگرانش نباش :) 

چقدر خوب که خونوادت کنارتن الان :) خدا حفظشون کنه برات

مرسی عزیزم شکر بهترم :**
توکل به خودش این مدت من خیلی اضطراب داشتم
و واقعا قدرت تصمیم گیری نداشتم اونم شرایطی که دست من نبود اصلا!
فدایت مرسی عزیزم همچنین

بهی ستوده

مگه دو ماه از قراردادت نمونده بود ؟؟

من متوجه نشدم قرار داد جدید بستی یا اینکه برای دوماه پول اضافه دادی؟؟

 

انشالله که خیر باشه برات

 

خوب من از بالا پست ها رو خوندم و اومدم پایین 

چشمت روشن مامان اینا اومدن

نه عزیزم پول پیش اضافه ندادم قرارداد هم عقبتر تاریخش بسته شد به نفع من.

ولی باهمون اجاره. 
بهی حتی یه دونه خونه هم تو املاکی ها پیدا نمیشه بخاطر کرونا اکثرا جابه جا نشدن!
مرسی عزیزم.
مرسی دوستم چشم دلت روشن.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موجا نام پیرترین تمساح جهان است...
تا جایی که علم پیش رفته تمساح ها تنها موجودات جهان هستند که پیر نمیشوند و ارگان های داخلی تمساح ها هیچ وقت پیر نمی شود!!و عمر نامحدود دارند مگر بر اثر شکار یا بیماری و.... بمیرند.
اینجا قرار از خودم بنویسم بدون هیچ روتوشی!!
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان