خوابالودگی!

نمیدونم چرااین روزها صبح که بیدارمیشم خوابالوده ام و باز می خوابم؟

تخت رو اون روزی تغییر دادم شاید بخاطر این تغییرات بدن من کلا خیلی حساس به جابه جایی برا جای خوابش

مامان برام کلی خوراکی اورده بود پول نقد گذاشته بود توی خوراکی ها میگه اینارو خرج خرید شیر میکنی!

مادر دیگه...

زن داداش سومی اول صبح پیام داده تو چطوری تنهایی زندگی میکنی

من دیشب بچها همرام نیومدن و خودم تنها برگشتم خونه خوابیدم اذیت شدم

یکم در مورد قضیه داداش صحبت کرد و اینکه تو بیشترین توجه محبت و لطف رو در سالهایی که عروستون هستم نثار فاطیما و مادرش کردی

بخاطر اینکه میگفتی داداشم مریضه از همه چی میگذشتی

و در نهایت باهات این کارو کردن این منو اذیت میکنه و میدونم برای تو سختتره 

داداشتم خیلی اذیت میشه بخصوص از وقتی رفته اصفهان

حالا این زن داداشم کلا اهل هیچی نیست نه دخالت میکنه نه دخالت میپذیره تو زندگیش

سرش تو کار خودشه درون گراست

حتی من باهاش رفت وامدی نداشتم تموم این سالها من فقط با بچهاش رفت و امد دارم و داداشم

و میدونم اخلاقش چطوری یا سرکار یا خونه مامانش

و اینطوری راحتتره 

ولی مهربون و به فکرمم هست!

منم همینطور ساپورت میکنم شوهر وبچهاش اونم قدر اینو میدونه

بدون دخالت در ارامش با کمترین ارتباط از وقتی داداش رفته اصفهان هم سعیم بر حمایتش بوده و...

بعد هیچی اول صبحی چقدر بهش فشار اومده اینارو گفته 

گفتم من دارم میزنم به بی خیالی گفت مادرت حق داره مریض باشه بچه اش از دست داده نوه هاش و عروسشم اینطوری کردن 

انگار که اونارو هم از دست داده 

گفتم اره برا هممون همینطوری قضیه برا مامان سختتره 

میگفت مشاورهای زن داداشت ادمهای بدین اونا خیرشو نمیخوان خانوادش خوب نیستن وقتی با خودم اومدن بیمارستان بد رفتاری کردن

در نهایت احترام من اینو فهمیدم

گفتم همیشه اینطوری بودن من فکر کردم درست شدن 

و...

خلاصه اینطوریاست

با رییس هم یکم ارامش نسبی برقرار شده 

ولی شرایط برای من اسون نیست قرار نبوده اسون باشه 

فعلا دلم یه ارامش نسبی میخواد نمیدونم به کدوم سمت میره این زندگی وقرار بره تو این شرایط

اون شرکته که باهاشون قطع رابطه کردم 

رفته رییس تا تونسته چرت و پرت گفته پشت سرم چون همکار جدیده هم باهاشون قطع ارتباط کرد!

گفت ناراحت شدم اینارو گفته گفتم ناراحتی نداره وقتی یه ادم عوضی نتونسته ازت سواستفاده کنه از این چرت وپرتها میگه

تازه خوشحالم همچین ادمی ازم بد میگه ازم خوب میگفت باید ناراحت میشدم!

و... واقعا ناراحت نشدم چون این نشون میده من کارم درست انجام دادم قطع همکاری کردم

نذاشتم از دانسته هام سواستفاده کنن تهشم پولی ندن!

خلاصه اینطوریاست اوضاع 

دیروز کول پد لپتاپم رسید ولی ایقدی گرفتار بودم براش ذوقی نداشتم هنوز گذاشته رو میز دست نزدم 

برم ببینم چطوری خوب کار میکنه 

ظاهر و محکمیش رو دوست دارم قبلی هم چندسال برام کار کرد وراضی بودم ازش 

جز اینکه پایه هاش خیلی محکم نبود و شکست

امیدوارم اینم چندسال کار کنه.

-----------------

نشستم پای کار وسطش هم فیلم ترسناک کره ای میبینم:((((

بعد اینکه کلی کار کردم با دقت تمام گزارش کار دادم به رییس میگه عالی 

بعد میدونم فردا هزار هزار چرت و پرت میگه!

امروز یکی از همکارام پیام داد که دیشب تا 11 رییس دعواشون میکرده!

و کلی استرس گرفتن و.... 

میگم یکی از دلایل این استرس ها بی نظمی وشلختگی رییس تا مجبور نشه چیزی رو چک نمیکنه!

وقتی چک میکنه که دقیقه 90 به هممون استرس میده اونم که سایقه اش بیشتر منه اینو تایید میکنه

هیچی گیر یه فرمولم یعنی دوساعت روش وقت گذاشتم ساده سازیش کنم نمیشه!

هرکاری کردم نشد اقا درکش واسه منی که ریاضیم خوبه سخته چه برسه بقیه 

باید حتما اینو اکسل کنم ببینم راهی هست خلاصه اش کنم؟

کارهای امروزم با تمرکز بیشتری انجام دادم

ولی از رختخواب کار میکنم:))))))))

 

موجا ... ۱ خوشم اومد :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موجا نام پیرترین تمساح جهان است...
تا جایی که علم پیش رفته تمساح ها تنها موجودات جهان هستند که پیر نمیشوند و ارگان های داخلی تمساح ها هیچ وقت پیر نمی شود!!و عمر نامحدود دارند مگر بر اثر شکار یا بیماری و.... بمیرند.
اینجا قرار از خودم بنویسم بدون هیچ روتوشی!!
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان