آن یکی خر داشت پالانش نبود...!

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت چون باید رفت.....

آن یکی خر داشت پالانش نبود...!

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت چون باید رفت.....

آن یکی خر داشت  پالانش نبود...!

موجا نام پیرترین تمساح جهان است...
تا جایی که علم پیش رفته تمساح ها تنها موجودات جهان هستند که پیر نمیشوند و ارگان های داخلی تمساح ها هیچ وقت پیر نمی شود!!و عمر نامحدود دارند مگر بر اثر شکار یا بیماری و.... بمیرند.
اینجا قرار از خودم بنویسم بدون هیچ روتوشی!!

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
پیوندها
شنبه, ۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۳۷ ق.ظ

یددرمانی!

خوب نتایج ویزیت سه دکتر رو برداشتیم رفتیم بیمارستان برا نوبت ید درمانی

که هربیمارستان پزشک هسته ای داره تو این حوزه منظورم همه بیمارستانها نیست!

فقط بیمارستانهایی که بخش پزشکی هسته ای وداروهای هسته ای رو دارن!

اون بیمارستانی که من انتخاب کرده بودم برای یددرمانی و خصوصی و خاص بود بخاطر وسواسم!

پزشک هسته ایشون رفته بود مرخصی گفتن که یکشنبه از مرخصی برمیگرده و تاایشون ویزیت نکنه

ما بهتون نمیتونیم نوبت بدیم و اینکه نوبتهامون هم برای قبل عید کامل پر هست!

دیگه زنگ زدیم داداشی 

فرستادمون پیش دوستش که مدیررادیولوژی یکی از بیمارستانهایی بود که خدمات پزشکی هسته ای و داروهایی هسته ای داشتن

 بسیار اقای دکتر نازنین هستن قبلا چندباری تو دوران عقدشون اومدن بندر خونمون

و یادشون بود با معرفی ایشون دیگه خیلی خدمات خوبی دادن

مسوول ید درمانی هم بی نهایت خانم مهربون و کار راه اندازی بود وقتی اقای دکتر معرفی کردن دیگه سنگ تموم گذاشت

و اینکه بدون نوبت ویزیت کردن منو

که دکتر هسته ای اونجا نظر پزشکها رو رد کرد! گفت باید ۲۰۰ میلی کوری ید بگیری! چون بدن در تماس با تومور بوده 

خلاصه اقای دکتر هم گفتن نترس دوز بالایی نیست ولی خوب میدونم که کمی دوز بالایی محسوب میشه

و دوران قرنطینه ام طولانی تر میشه!

اینجا هم اونقدر تعداد افراد تو نوبت بالا و شلوغ بود 

اینجا دقیقا عین مطب هرکی میدید میومد از 

اجی میپرسید واقعا ایشون مریض هستن؟

نگران حرف زدنم میشدن

 یه خانم بودش به اجی گفت لطفا ایشون ببر جایی که توی دید نباشه

حالا واقعا از نظر خودم من ادم متوسطی در زیبایی محسوب میشم و الان دیگه به هرحال ۴۰ سال رو رد کردم

دیگه یه دختر جوون ۲۰ ساله نیستم که همه جا مورد توجه واقع بشم سر قیافه ام

البته که خیلی کمتر از سنم میزنم برعکس اینکه قد و هیکلم 

چون معمولا ادمهای ریز میزه کم سن و سال میزنن 

با قد و قامتی که من دارم باید زودتر از اونایی که قد کوتاه تری دارن پیر و مسن تر دیده بشم

ولی همیشه از نظرروحی تاثیر زیادی رو ادمها دارم بدون اینکه صحبت یا حرکتی بکنم

اینکه انرژی من رو بقیه میگیرن گاهی منو میترسونه حتی

و بعد این همه سال این موضوع برای خودم عادی نشده

بعد مجددا این روزها هر جا برا پرونده پزشکی طرف میپرسه سنمو میگم ۴۱ طرف یه نگاه معنی داری به من میکنه 

به قول علی از قبل عملتم خیلی جوونتر شدی

ولی از خودم راضیم که به نسبت به بقیه مرتب و اراسته ام حتی توی بیماری

اکستنش مژه هم مجددا انتخاب خوبی بود برای مرتب بودن و شیک بودن این روزها که نمیتونم ارایش کنم

از این که ظاهرم سرحال همچنان خدارو شکر

نوبت ید درمانی شد اخر سال

و من عید رو در کنار خونواده نیستم 

چند روزی بیمارستان بستری هستم و قرنطینه و تحت درمان

بعدش هم تو خونه خودم باید قرنطینه باشم تا ۷ام فروردین 

میتونم نیمه دوم تعطیلات در کنار خونواده باشم

یه چیز جالبتر اینکه رزق  وروزی من توی این مدت بیماری خیلی بیشتر شده 

هرچند واقعا من هزینه چندانی نداشتم این مدت همه هزینه های درمان من رو خونواده دارن ساپورت میکنن

سر این موضوع بحث داشتیم و منو قانع کردن که این مورد رو اونا باید پوش کنن 

منم پذیرفتم هرچند با نارضایتی  هفته رو درکنار خونواده بودم تا ۵شنبه شب

داداشی هم دوشنبه اومده بود که ما شیراز بودیم 

دیگه دورهم بودیم و بیرون رفتیم دو تا شام

رفتیم بندر بازار خرید کردم من برای روزهای بستری بودنم

چندتا حوله گرفتم از اونجایی که وسواس من اونقدر این مدت شدید شده که 

که دست بر هرچی میزنم از نظرم ویروس و میکروب داره و کثیفه

حوله خریدم که تو بیمارستان که باید روزی چند بار بخاطر ید درمانی دوش بگیرم هی حوله ها رو بندازم دور

خیالم راحته اقای دکتر هست 

مرتب بنده خدا زنگ میزنن که نگران نباش من هستم درک میکنم مریضیتون رو  من و خانمم هستیم کنارت 

۵شنبه شب با داداشی برگشتم خونه خودم اوناها رفتن خونه مادرخانمش

دیگه میم هم که ذوق داشت از عصر من دارم میام

خونه مونده بود منتظرم

دیگه شب خونه اونا بودم تا دیروز عصر

بعدشم که شب رفتیم شام بیرون 

خلاصه یارمم دیدم 

میم ریششو نزده میگه به حالت اعتراض به بیماری  و نبود تو بوده:)))))

خوب با قطع شدن داروهای تیروییدم که بدنم اماده ید درمانی بشه

من دو کیلو وزن اضاف کردم و بدنم حسابی داره اب جمع میکنه

 دیگه اینم بخشی از درمان هست باید بپذیرم اضافه وزن پیدا کنم این مدت 

از چند روز دیگه هم یه رژیم سخت شروع میشه برام 

لبنیات همه چی از بستنی گرفته تا شیر و کشک و پنیر و... و قهوه و چایی و فست فود و نمک و ماهی و میگو و تخم مرغ و سبزیجات خام و نون تست و نون باگت و...

کلی چیز دیگه برام حذف میشه

عملا فقط میتونم مرغ و گوشت گوسفندی بخورم با کمی نمک بدون ید! 

رژیم سختی قطعا ولی از پسش برمیام حدود سه هفته این رژیم ادامه داره یا بیشتر نمیدونم فعلا گفتن سه هفته

کلا همه چی حذف:(((((

بیمارستان هم گفتن شامپو مخصوص خودت بیار و حوله و زیتون و خاکشیر و لواشک!

چونکه یددرمانی بذاق رو تحت تاثیر قرار میده و دهن خشک میشه لواشک میخوری که تحریک بشه بذاق

بعد زیتون  هم بخاطر گوارش میگن بیار 

خاکشیر رو نفهمیدم چرا احتمالا برای کاهش اثرات داروی هسته ای تو بدن هست برای کاهش حساسیت و واکنش پوستی احتمالا

 

 

 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴/۱۱/۲۶
موجا ...

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.