دوشنبه نوشت پاییزی:)

خوب دیشبی با من حوصله و فس فس کنان

حاضر شدم

آدم وقتی یه جای برا بار اول میره نمیدونه چی بپوشه ایا اینا مذهبین؟ الان من لباس پوشیده بپوشم یا نمیدونم رسمی برم یا فلان

دلو زدم به دریا یه شومیز طوسی کوتاه پوشیدم و شلوار دمپا

و روشم که پالتو پاییزی جلو باز پوشیدم که خیلی شیک بود هم از همه نظر پسند بود

هیچی دیگه اخرشم سه کیلو موز خریدم شیرینی فروش باز تو مسیر نبود بخاطر بارون

بعد که رسیدم نگو قبل من مهمان سرزده اومده بود براشون دوخانم ویه اقا بودن

دیگه من سلام علیک کنان و حال احوال کنان با دخترا رفتم اتاقشون نشستم

راحت نبودم جلو مهمون غریبه هاشون خودشونن میدونستن

زن داداش و داداش دوستم بی نهایت مهربون و مهمون نواز بودن

ولی دوستم به معنای واقعی بی شعور بازی درآورد که اون بنده خداها چقد حرص خوردن

گاهی واقعا با یکی دوست میشی بعد رفتارش در خانوادش رو میبینی به یک جمع بندی میرسی

من که رفتم این بنده خدا برادرزاده اش

چقد دور بر من بودن و هی پذیرایی و ... بااینکه زن داداشه مهمون داشت بنده خدا هی یه ربعی یه بار میومد به من سرمیزد

و عذر خواهی میکرد و میرفت

اما دوستم؟ اول که نیم ساعت اول نیومد پیشم! بالا با تلفن حرف میزد بعد که اومد ده دقیقه نشست دوباره رفت تا زمانی که وقت رفتنم بود!

یعنی ایقدی داداشش و زن داداش بیچاره اش حرص خوردن من ریلکس بودم

اخه برادرزاده اش دوستم بود و من رفته بودم خونه اونا

ولی برای عیادت دوستم رفته بودم

منم نمیخواستم اینا معذب باشن که وای چرااین ایقدی بیشعوره و...

حالا فهمیدم چرا همه  رو بلاک کرده بوده  ورفته اومد نداشته قضاوتم من اینه آدم بیشعوری همین

بعد الان که مریض شده همه رو از بلاک درآورده که بیاین به دادم برسید!

بعدم خوب شد من میدونم باز بلاک میکنه و میره خونه خودش و بااینا رفت وامد پیدا نمیکنه!

بنده خداداداشش و زن داداشش خودشون منو رسوندن و بازم داداشش چقد عذرخواهی کردکه رفتاردوستم رو پای اونا ننویسم و...

هی خانمش میگفت چیزی نیاز نداری واست بذارم؟ توروخدا توسطح شهر خرید داشتی بگو مابرات انجام بدیم فکر کن منم مامانتم اینجام

خوب این عادت جنوبی هاست مهربونی و خونگرم بودنمون

وصد البته کمک حال هم بودنمون

بعد که اومدم خونه هم برادرزاده پیام داد که توروخدا ببخشید بابت رفتار فلانی و جدا من عذرمیخوام

گفتم بابا توروخداایقدی عذرخواهی نکنید همتون من دیگه دوست خودمو میشناسم!

واینکه الان مساله دستش براش از مرگ مادرشم مهمتره!

من اومده بودم خونه شما و جز خوبی و احترام چیزی ندیدم چرا باید خودتون ایقدی معذب کنید سررفتار یکی دیگه مگه شما مسوول رفتار اونید؟

راستش این روزها بسیار سریع از خطای ادمها می گذرم چون پای خودم نمینویسمشون و هرکسی خطایی کنه به خودش کرده بی احترامی به خودشه

و در نهایت حذف میکنم راحت

چراباید باکسی باشم که در سطح من نیست؟

همیشه وجه شخصیتمو در نظر میگیرم بعد رفیق پیدا میکنم اما جدیدا متوجه شدم که گاهی درگیر خطای شناختی میشیم از آدمها

و بابت اون خطا خودمو معذب نمیکنم و سریع حذف میکنم چنین آدمهایی رو و خودمو درگیر و معذب نمیکنم اصلا!

اگر رسیدم خونه دوستم پیام میداد ببخشید که دیشب من تماس های تلفنی مهمی داشتم و نیومدم پیشت بشینم

میگفتم انسان باشعوری و ..باور میکردم واقعا

ولی وقتی دیدم اصلا متوجه رفتار خودش نبود فهمیدم فاقد درک و شعوریه که متوجه بشه چطوری رفتار کرده با دیگران

دیشب بایکی از دوستام حرف این بود ایا باید دیگران رو حالت معذبی و فامیلی فالوو داشت؟

یا نه مثلا یکی انفالو کرد یا دوستی رو و این میل و اختیار مارو میرسونه

راستش من که هزاران مشاور داشتم و ایقدی مشاور عوض کردم و مشاوره رفتن رو یه چیز واجب میدونم برای هرکسی

به این قضیه پی بردم 98 درصد مشاورها دارن یه مساله غلطی رو به ما آموزش میدن

یا مطرح میکنن خوددوستی و خودمراقبتی و....

ایا ما حق داریم بعضی ارتباطاتمون رو کلا حذف کنیم؟ بله

اما ایا در دنیای واقعی ما میتونیم خودمون رو مصون نگه داریم؟ همیشه مراقبت کنیم از خودمون با آدمهای سمی ارتباط نداشته باشیم؟

گاهی اون آدم سمی همکارمون گاهی رییسمون گاهی مادرشوهرمون گاهی مادرمون! گاهی برادر و خواهرمون

ایا ما باید هرکسی رو که سمی کامل حذف کنیم برای مراقبت از خودمون؟

به نظرم دنیای امروزه به تعامل نیاز داره به اینکه تو مراقب خودتی اولویت خودتی اما در عین حال مراقبی این مراقبتت به دیگری اسیبی نزنه!

وجوری این ادمهای سمی رو باهاش مرتب باشی که آزار نبینی همین

ویا میگن تو حق داری هرتصمیمی بگیری و نیازی به توضیح به دیگران نداری و....

حرف مردم مهم نیست

ایا من میتونم توی خیابون های این شهرستان لخت بگردم؟ بگم به کسی مربوط نیست؟ دلم میخواد؟نظر دیگران برام مهم نیست؟

یا مثلا با لباس ناجور برم بیرون بعد بگم اجتماع مریض؟ به من تیکه انداختن یا من به تعرض کردن؟

یا کسی رو بدون توضیح بدون هیچ کنتاکتی بلاک کنم انفالو کنم و...؟؟

اگر من با تو دوستم تعریف من از دوستی مشخص دوست اسمش روشه دیگه و از نظر من هم مرتبه های مختلفی داره دوستی

میزان صمیمیت متفاوت و...

دوست یعنی عزیز کسی که دوست میداری ایا ادمی کسی رو که دوست میداره رو ازار بهش میرسونه؟

اگر نمیتونی روابطت رو مدیریت کنی ادم هیجانی هستی خوب غلط میکنی دوست میگیری

چون فقط به دیگران اسیب میرسونی همین

وقتی میخوام کسی رو بلاک کنم یا انفالو کنم بیشعور نیستم یه توضیح کوتاه می نویسم جوری که اصلا قضاوت و برچسبی توش نباشه

دلیلشم جوری مینویسم که نظر منه! و بلاک و انفالو و دیگه وارد بحث فرسایشی با طرف هم نمیشم!

کسی که میگه هرچی دلم خواست انجام میدم من مهمم دیگران مهم نیستن یک بیمار خودشیفته است فقط و این خود دوستی نیس ته ذهنش بسیار ادم داغون

و ضعیفی و

شرط بلوغ چیه؟ من خوبم تو خوبی همه حق حیات دارن منم دارم و به کسی اسیبی نمیزنم به خودمم اسیبی نمیزنم !

بعضی ها کودک لجباز بیمار درونشون رو با بالغ اشتباه گرفتن.

 

 

 

موجا ... ۱ خوشم اومد :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موجا نام پیرترین تمساح جهان است...
تا جایی که علم پیش رفته تمساح ها تنها موجودات جهان هستند که پیر نمیشوند و ارگان های داخلی تمساح ها هیچ وقت پیر نمی شود!!و عمر نامحدود دارند مگر بر اثر شکار یا بیماری و.... بمیرند.
اینجا قرار از خودم بنویسم بدون هیچ روتوشی!!
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان