آدمی دیگر!
کم کم دارم متوجه این میشم عمل کردم
و توانم عین سابق نیست وباید صبوری و مراقبت کنم!
دیروز با اجی رفتیم برای پیگیری همون خریدهای ضروری که گفته بودم
اذیت شدم و درد داشتم حتی!
هرچند اجی بسیار مراقب حالمه
ولی خوب دیگه از توان من یه سری کارهای معمول الان بر نمیاد مثل بازار رفتن
تو شلوغی رفتن!
حرف زدن!
بعد هرجا میری سریع طرف مقابل میپرسه ایشون مشکلش چیه؟
دیروز یکی از اقایون فروشنده پرسید ببخشید جای خواهرم هستید جای زخمتون میمونه؟
من و اجی حاج و واج موندیم
یعنی مرتیکه تا ته یقه منو نگاه کردی لامصب؟
اجی برگشت تو گوشم گفت خدایی یقه تو باز نبود که ببینه این از کجا دید؟
منم برا اینکه جو بد نشه
خندیدم گفتم دیده یه خانم زیبایی رویی روبه روشه نگران جای زخمش شده!
والا چی بگم دیگه؟ الان توان اینم ندارم بزنم دهن یکی رو صاف کنم!
اجی امروز رفت
بنده خدا دیشب کلی خرید کرد
امروزم همینطور صبح زود پاشد رفت گوشت و جگر اینا سفارش داده بود از یه جایی که ارگانیک بود
دیگه رفت گرفت و اومد و عصری هم دیگه رفتش خونه
چون فردا کلاس داشت
اونقدر کم انرژی ام که نمیتونم کارهای خونه رو انجام بدم
امروز صبح هم احساس گلو درد بدی داشتم
که فرنی درست کردم تااجی بیاد
و سعی کردم تو رختخواب نمونم!
نتونستمم اون خریدایی که گفتم ضرروی رو انجام بدم هم تفاوت قیمت بود هم تفاوت نوع
هم اینکه سلیقه من نبودن اصلا
مساله ای که دارم اینه بشدت فراموشکار شدم
نمیدونم اثرات داروی بیهوشی یا اثرات خود عمل تیرویید
میم میگه نکنه مغزتم عمل کردن:(((تااین حد فراموشکار شدم و مشهود هست
کم کم داره روی کارم این عدم تمرکز و فراموشی اثر میذاره اون بخش عدم تمرکز رو میدونم بخاطر نبود لووتیروکسین هست
و به مریم و مدیر اطلاع دادم تا ید درمانی این عدم تمرکز و فراموشی منو در جریان باشید!
هوا الوده است و امکان پیاده روی نداشتم امروز!
بخاطر مراقبت از خودم نباید میرفتم بیرون اونم پیاده و نرفتم!
حس میکنم دارم به یه ادم دیگه ای تبدیل میشم ورژنی که زیاد ندیدم از خودم و من در حال تماشای این کووالای غمگین هستم!
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.