حسین مریض شده:(
حسین گوگولی و همکار و پارتنر خوب من تو کمپانی بود
پارتنر کاری منظورم بچها:)
اصلا دیشب که زنگ زد از بیماریش و شرایطش گفت
خیلی خیلی دپ شدم
اصلا انتظارشو نداشتم
حسین واسه من معنی رفافت و خونه میداد وسط اون کمپانی
اولین همکارمن بود اولین کسی که باهاش تو این کمپانی اشنا شدم
و اونقدر از همون اول همدل و همکار خوبی بود شدیم مکمل هم
هر بخشی منو بردن و هر ارتقایی گرفتم
حسین هم با خودم کشوندم اصلا مدیر فهمید ما مکمل همیم ۹۰ درصد تسکهامون مشترک میذاشت
امیر هم که یکی دوماه بهمون اضافه شده خیلی سریع باهامون مچ شد
و نتونست جور دیگه ای باشه واقعا
دیشب که حسین گفت میشه یه میت کوتاه بذاریم؟
در مورد تسکهامون تعجب کردم تو گروه سه نفرمون نگفت تو پی وی گفت اینو
گفتم اوکی هست
وقتی وارد جلسه شدم دیدم اصلا حالش اوکی نیست
و گفت اصلا مشخص نشده بیماریش فقط وزن زیادی از دست داده طی این یک ماه
و الان دو هفته است نخوابیده
مدام تشنه است
و اصلا اشتهایی نداره
و مدام کلافه است واضطراب داره
و هیچ ازمایشی و دکتری و سونوی نتونسته تشخیص بده چشه
و فقط عطش داره و حالش خوب نیست
حقیقتا ناراحت شدم بهش اطمینان دادم تسکها رو پیش میبرم
و حتما با رییس مطرح کنه
چون سلامتی ما براش مهمه!
و ازش اجازه خواستم این موضوع رو با امیر هم مطرح کنم
روش نمیشد منتظر این پیشنهاد بود از طرف من
و خیلی تشکر کرد اینو من به امیر انتقال میدم
بعد جلسه سریع به امیر اطلاع دادم
و امیر هم خیلی خیلی ناراحت شد
گفت بهش بگو ما یه خونواده ایم و همکار نیستیم و حقیقتا
من تسکهاشون رو با شما به عهده میگیرم
و بهشون بگید فقط به سلامتی و درمانش بپردازه
از دیشب خیلی تو لک هستم بابت نبودن حسین:((((
ولی خداروشکر ازصبح امیر داره تسکها رو پیش میبره
منم اونقدر دستهام و کتفم درد میکنه که نگم
دیشب میم دوساعت منو ورداشت برد بیرون شهر بااینکه خودش حالش اوکی نبود
کلی درگیری و چالش داشت تو شرکتش
وقتی برگشتم نیم ساعتی با انواع ماساژورهایی که دارم و...
ماساژ دادم کتف و دستم رو
اون دو تا پت مت بود کارمندهام
اونقدر این روزها حرصم در میارن که دلم میخواد با چاقوی کند بزنم شرحه شرحه اشون کنم
من همش دارم جیغ جیغ میکنم تو گروه جلو مدیرها سر این دوتا
بهانه اشونم هم دیگه در حد ای آی تکراری شده
قرار اخر هفته یه جلسه بذاریم باهاشون مسایل رو باهاشون مجدد حل کنیم
یعنی جز این پت و مت
همه دارن مثل چی در لول بالای سطح بین المللی کار میکنن
این دو پت و مت منو پیر کردن
هرچی میخوام برم باشگاه هی نمیشه من ومریم نشستیم از دیشب چک کردیم
نمایشگاه مصر رو در پیش داریم
و ۱۶تسک دیگه
نگم از تسکهای سال اینده دیگه؟ ما تا سال اینده من و مریم تسک داریم جون سال اینده:(
بعد هردومون مریضیم میشینیم تسکهای جدید هم به اینا اضافه میکنیم
دو تامنیجر مریض کمال گرای وسواسی:((
امیدوارم حسین مهربون و متعهد و کاری هرچه سریعتر خوب بشه و به جمعمون برگرده
حقیقتا بابت اینکه حسین نیست امروز همش گیج بودم
خیلی از طرحها رو اون ایده اولیه رو میداد و من هم در موارد زیادی اینکارو میکردم
یعنی تقسیم کار کرده بودیم
الان که هم مجبورم حسین باشم هم موجا سخته
و یه جورایی خوبه امیر هست امروز منو پوش کرد تو این مورد
ببینم امروز وقت میشه برم یکم قدم بزنم ذهنم اروم شه
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.