آن یکی خر داشت پالانش نبود...!

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت چون باید رفت.....

آن یکی خر داشت پالانش نبود...!

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت چون باید رفت.....

آن یکی خر داشت  پالانش نبود...!

موجا نام پیرترین تمساح جهان است...
تا جایی که علم پیش رفته تمساح ها تنها موجودات جهان هستند که پیر نمیشوند و ارگان های داخلی تمساح ها هیچ وقت پیر نمی شود!!و عمر نامحدود دارند مگر بر اثر شکار یا بیماری و.... بمیرند.
اینجا قرار از خودم بنویسم بدون هیچ روتوشی!!

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
پیوندها
چهارشنبه, ۲۰ شهریور ۱۴۰۴، ۱۲:۵۸ ب.ظ

قلیه ماهی!2

پریودی اینطوری که دو روز هوس همه چی باهم کردی

از ترشک و شوری گرفته تا شیرینی و....

حتی قلیه ماهی:))))

ولی خوب شلوغی نمیذاشت که به هوسانه هام برسم

و اینطوری شد که

دیروز از خواب بیدار شدم برج زهرمار بودم 

با عالم و ادم لج بودم 

میدونستم خوب دیگه روز قبل پریودی هاپو شدن طبیعیه:)

میم زنگ زد گفت عزیزم یه فلاکس چایی زعفرونی درست کن نباتم بذار کنارش

ااا صبر کن زعفرون تو خونه داری؟؟ مرد باید همینقدر باشعور باشه 

حواسش به همه چی باشه 

گفتم بله زعفران داریم نگران نباش

اینارو گفت اماده کن عصر بریم بشینیم یه گوشه تو دل کوه تو غروب

تو با طبیعت ریلکس کن یکم ذهنت ازاد بشه هم یه نخ سیگار میکشی ریلکس تر میشی

یکمم وقت میگذرونیم هم مودم جدیدت رو تست میکنی ببینی تا کجاها انتن داره وبدردت میخوره:)

پیشنهادش هم وسوسه انگیز بود هم واقعا بهش نیازمند بودم درجا پذیرفتم 

اونقدر شلوغ بودم تا ساعت سه که نگم 

برق هم دوساعت که نبود اون تایم منم کلی کار داشتم 

شارژ لپتاپ وسط کارام تموم شد

اونقدر این برق داره شرکت رو اذیت میکنه که 

دارن شرط استخدامی برای ایران رو میذارن اینکه طرف موتور برق یا پنل خورشیدی یا... داشته باشه!

شرایط همینقدر داغان ...

کارام رو تا ساعت ۱۹ تموم کردم

و چایی دم کردم با دست ودلبازی فراون هل و زعفرون و گل محمدی ریختم

اماده شدم

میخواستم تیشرت میم رو بپوشم 

چندروز پیش دید من یه کیف لویی ویتون دارم

اونم تیشرتش رو داره 

البته های کپی

اینطوری بود که برگشت گفت من تیشرتم رو میدم که تو ست بشی:)))))

ولی خوب دلم نیومد تیشرت به اون خوشگلی و گرونی رو تو بیابون بپوشم:)))

خلاصه اینکه زدیم بیرون اسپیکر و مودم و چراغ شارژی روهم گذاشتم 

میم هم خوراکی ها رو خریده بود

و رفتیم نشستیم کنار کوه و اب خیلی خیلی ریلکس کردیم واقعا من لذت بردم 

میم هم همینطور

یه گربه هست که هروقتی میریم این قسمت کوه منو پیدا میکنه میاد ازمون غذا میخواد

هرسری هم واسش غذا نداریم میوه نمیخوره و... فقطم شیرینی میخوره لامصب(

میم واسم باقلوا خریده بود این گربه عزیز همشو خورد البته قبلش من یه دونه تست کرده بودم ازشون

رو تخته سنگ گذاشته بودیم همشو خورد ورفت:)

تا جون داشتم چند نخ سیگار کشیدم

تا ته موزیک رو برده بودم بالا

اونقدر نمیشه در اجتماع یه کارهایی رو انجام داد 

میشه توبیابون انجامش داد دیگه البته هرچند صداش مزاحم طبیعت::((

با عذرخواهی از طبیعت عزیز

من همیشه ته سیگارهامونم با خودم میارم!

تا سه چهار ساعتی موندیم بعد دیگه اومدیم تو شهر هم دور زدیم

یک ساعتی و بعد هم خونه مودم تستش خیلی خوب بود

و واقعا بدون استرس و نگرانی کارمم هم با گوشی به راه بود!

ولی دیشب تا ساعت سه خوابم نبرد 

و امروز خوشبختانه برق نرفت! خوشبختیمون همینقدر ساده شده!

براهمین قلیه ماهی بار گذاشتم با للک یا همون بلغور گندم

این غذای سنتی بوشهر هست:)))

الان میخوام با چایی یکم ریلکس کنم یکم فیلم ببینم

درکنار انجام کارهای شرکت:)

 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴/۰۶/۲۰
موجا ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی