تیکه های من؟
امروز از اون روزهاست نمیدونم دقیقا خودم رو چند تیکه کنم؟
هر کدوم بفرستم سراغ یه کار که انجامش بده!
همه ی کارهای امروز اولویت داره اصلا توانایی اولویت بندی و ترجیح دادن هیچ کدوم به همدیگه رو ندارم
تااینجای روز یک سوم کارها رو تیک زدم
از قطع برق استفاده کردم و یکساعت رو غذا درست کردم برای دو روز!
همچنین با ساقی و میم و همکارم صحبت کردم
و گارانتی مودم رو فعال کردم و نصب کردم مودم رو
همه اینا رو توی اون دوساعت انجام دادم
الان خونه مونده تمیز بشه
اما کارای شرکت قطعا واجبتره!
دارم فکر میکنم از دوسوم باقی مانده کارهای شرکت که خیلی مهم
کدوم رو اولویت قرار بدم
تازه یه پروژه هم باید به کارفرما تحویل بدم
حسین هم که امروز برگشته سربازی
و من دست تنهام تو یک سوم از کارم که میشه تسک مشترک من و حسین
میدونم بیشتر از هرچیزی این عدم اولویت بندی من برمیگرده به ذهنم که استرس داره:))
و چند مین دیگه همه چی رو مینویسم و به یه جواب میرسم
یکی طلا و دلار رو بگیره اینقدر دوان دوان نره!
ماساژور های رییس رو استفاده کردم هر دو عالی بودن به معنای واقعی و امروز درد کمتری دارم حقیقتا
و کلا هردو یه فیزیوتراپی خانگی عالی وباکیفیت محسوب میشن!
من خودمم به ماساژور تفنگی خریدم که هنوز نرسیده به دستم
که اون رو احتمالا بدم مامان
خیلی وقت بود توی فکرم که براش یه کاری انجام بدم که خودت برا خودش انجام نمیده!
مامان از من پول نمیگیره هیچ رقمه
حتی روز مادر و عید
برا همین من همیشه تبدیلش میکنم به چیزی که دوست داره یا براش مفید
توفکرم هم دستگاه فشار خونش رو تغییر بدم
هم یه ماساژور براش بگیرم
یه راه جدید برا کاهش اضطراب و استرس کشف کردم
تراش برادر تراش خواهر
تراشیدن مدادهام و مداد رنگیهام خیلی حس خوبی بهم داد
چجوری واسه دو روزتون توی یه ساعت غذا درست میکنین، کنجکاو شدم بدونم😁